خرید بک لینک

زبانشناسی

علم پردازش زبان وگفتار



جزئیات بیشتر درباره زبانشناسی

زبان، زبانشناسی، شناسی، اجتماعی، علمی

انسان مدرن ، خارج اززبان امکان تفکروانباشت تجربه ندارد. پس شاید بتوان گفت که تمدن بشری تاحدّی مرهون ابزاری بنام زبان وزبانشناسی است. زبانشناسی (Linguistics) رامطالعۀ علمی زبان تعریف کرده اند. امامشکل اصلی ، تعریف خود زبان است. زبان چیست ، چگونه عمل می کند، وساختارآن چگونه است؟ انسانها چگونه بایکدیگرارتباط برقرارمی کنند؟ زبان آدمی چه تفاوتی با سامانه های ارتباطی دیگرجانوران دارد؟ کودک چگونه سخن گفتن می آموزد؟ زبان بشرچگونه تکامل یافته است؟ زبانها چه قرابتی باهم دارند وویژگیهای مشترک آنها کدام است؟ چرازبانها دگرگون می شوند؟ ودهها سئوال دیگر، ازجمله مباحثی است که درعلم زبانشناسی مورد مطالعه قرارمی گیرند. زبانشناسی ، علمی نسبتاً نوپاست وقدمتی حدوداً 100 ساله دارد. به نوشتۀ دکتر " محمدرضاباطنی " زبانشناس یرجستۀ ایران ، یکی ازویژگیهای زبان ، قراردادی بودن آن است یعنی بین صورت ومعنا ، رابطۀ ذاتی وجود ندارد. ازسوی دیگر ، زبان ازقید زمان ومکان آزاد است وساختاری دوگانه دارد. یعنی واحدهای بالاتر ، ازعناصر رده پائین ترساخته می شوند. هریک ازاین دوسطح ، قواعد و سازمانبندیهای خاص خود رادارند. زبان ، خلاقیت دارد یعنی هریک اززبانهای انسانی ، فارغ ازاینکه به چه نوع فرهنگی تعلق داشته باشند ، ازخلاقیت نامحدود برخوردارند. هرنظامی که دارای این ویژگیها باشد ، قطعاً یکی اززبانهای انسانی است. (1)

مطالعۀ زبان ، رویکردی چند بعدی است که درآن بهره گیری ازعلوم مرتبط مانند جامعه شناسی ، روانشناسی ، عصب شناسی ومنطق ، الزامی است. زبانشناسی زبانها وانواع آنها راباهم مقایسه می کند، مشابهت ها وتفاوتهای آنها رامی یابد وتئوریهائی را برای تبیین ویژگیهای صوری وکاربردی زبان وضع می نماید. برخی مباحث فلسفی مانند منشاء زبان ، جایگاه زبان درجامعه ، ورابطۀ زبان باتفکرواجتماع نیز درزبانشناسی مطرح می شوند. بطورکلی زیرشاخه های زبانشناسی عبارتند از : آواشناسی (Phonetics) که مطالعۀ علمی ونظام مند الگوهای صوتی زبان می باشد. واج شناسی (Phonology) یا هجاشناسی که به معنی بررسی نظام آوائی زبان می باشد. صرف یاواژه شناسی (Morphology) که مطالعۀ علمی ونظام مند کوچکترین واحد شکل دهندۀ معناستوساختارواژه راازطریق تجزیۀ عبارتها وجمله ها مدّ نظرقرارمی دهد. نحو (Syntax) که مطالعۀ ساختارجمله واقسام کلام درزبانشناسی است وجمله شناسی وتشکیل واژه ها وجمله ها رابررسی می کند. بدون نحو ، سیستم نگارش وجود نخواهدداشت وانسان قادربه نوشتن چیزی نیست. معناشناسی (Semantics) که به مطالعۀ علمی ونظام مند معنا درزبان اطلاق می شود ، ارتباط میان واژه ومعنا را بررسی می کند. کاربرد شناسی (Pragmatics) که مطالعۀ علمی ونظام مند ارتباطات زبانی وکارکرد های مخالف زبان است وبافت زبان درمعنا رابررسی می کند. زبانشناسی ادبی (Literary Linguistics) به زبانشناسی نوشتاری معروف است و تحلیل مکالمه (Conversation Linguistics) ، مکانیسمهای تعامل اجتماعی ونیل به درک متقابل رامدّ نظرقرارمی دهد. گفتمان یا مباحثه (Discourse) وگویش شناسی (Dialectology) به بررسی لهجه های مختلف یک زبان می پردازد. زبانشناسی تاریخی (Historical Linguistics) به تغییرات زبان درگذرزمان می پردازد. اکتساب زبان (Language acquisition) فرآیند پیچیدۀ سخنگوئی وتکلم رابررسی می کند. اساسی ترین حوزه برای شروع زبانشناسی ، نحو است زیرااکثر افراد بااقسام کلام ( اسم ، فعل ، ضمیر، قید وصفت ) آشناهستند. دشوارترین حوزه درمبحث زبانشناسی ، کاربرد شناسی است که درعین حال بهترین وکاربردی ترین شاخۀ زبانشناسی برای افرادی است که به نویسندگی علاقه دارند.

مارکس وانگلس نیزدرجای جای آثارخود ، به تئوری زبانشناسی پرداخته اند. آنها به ملاحظاتی دربارۀ فلسفۀ زبانشناسی وماهیت زبان اشاره کرده اند. اولین اشارۀ مارکس به زبان وفلسفۀ زبانشناسی ، به ماهیت زبان برمی گردد. اودرکتاب " ایدئولوژی آلمانی " (German Ideology) ، به ارتباط میان مناسبات اجتماعی – مادی وزبان اشاره می کند. به نظراو ، زبان فقط یک وسیلۀ ارتباطی نیست بلکه " زبان مانند آگاهی ، ازنیازوضرورت زاده می شود ویک محصول اجتماعی است." بخش دیگرنظرمارکس ، به رابطۀ متقابل میان زبان ، اندیشه ، وواقعیت مربوط می شود. مارکس در " گروندریسه " (Grundrisse) ، رابطۀ زبان واندیشه راتنگاتنگ ارزیابی می کند : " اندیشه ، بدون زبان وجود ندارد." جهانشمولی تفکربشر، به جهانشمولی ساختارزبان مربوط می شود که توسط گونه شناسی زبان (Language Typology) بیان می گردد. سومین اشارۀ مارکس به مقولۀ زبان ، به رابطۀ زبان باطبقۀ اجتماعی وایدئولوژی مربوط می شود. اودرایدئولوژی آلمانی می نویسد: " اندیشۀ طبقۀ حاکم درهرعصر ، بیانگرنظرات آن عصرمی باشد." این نظرمارکس ، برخی رابه این نتیجه رساند که گویا زبان ، انعکاسی ازمناسبات و ایدئولوژیهای طبقاتی است. دراینجا یک سئوال دشوار مطرح می شود وآن اینکه براستی زبان مانند ایدئولوژی ، یک پدیدۀ روبنائی است؟

بررسی کامل زبانشناسی

درنیمۀ قرن بیستم ، تئوری زبانشناسی مارکسیستی ، دوپاسخ متفاوت به این سئوال می داد. پاسخ اول، برنظرمارکس درمورد ارتباط زبان وایدئولوژی انگشت می گذاشت. این دیدگاه توسط اندیشمندانی چون " جورج لوکاچ " (G.Lukacs) درکتاب " تاریخ وآگاهی طبقاتی " بیان وسپس توسط نشانه شناسی علمی ومارکسیستی درآغازدهۀ 1960 دنبال شد. لوکاچ ازمقولۀ کار ، نه تنهابرای تبیین منشاء زبان ، بلکه برای توضیح ویژگیهای ساختاری آن استفاده می کرد. بنظراو کار، الگوی اصلی همۀ فعالیتهای بشر ، ازجمله فعالیت زبانی اوست.(2) رویکرد دیگر که زبان راپدیدۀ اجتماعی وایدئولوژیک تلقّی می کرد ، دراتحاد شوروی وتوسط " نیکلاس مار " (N.Marr 1865-1934) ، زبانشناس ، مردمشناس ، تاریخنگار ، اسپرانتیست ، باستانشناس واستاد دانشگاههای شوروی بیان شد. او زبان رایک پدیدۀ روبنائی می دانست که ازمبارزۀ طبقاتی تاثیرمی پذیرد. به نظر مار ، زبان به مثابۀ ابزار طبقۀ حاکمه موجودیت یافت وبه همین دلیل ازمبارزۀ طبقاتی تاثیرمی پذیرد وتفاوت بین زبانها نیز ناشی ازمراحل مختلف توسعۀ جوامع می باشد. بدین ترتیب ، به زعم مار ، زبانها توسط طبقات مختلف ، ونه توسط قبائل ، اقوام وجوامع محلی ، بوجود می آیند. (3)

درسالهای آخرعمر استالین ، جزوه ای بنام " مارکسیسم ومسائل زبانشناسی" به قلم اومنتشر شد که درواقع ، حاصل مجموعه مصاحبه های او باروزنامۀ "پراودا" (Pravda) دربارۀ زبان وزبانشناسی بود. انتشاراین نظرات ، به مناقشه پیرامون مسائل زبانشناسی پایان داد. نظرات استالین بر نظرات مار خط بطلان کشید. به اعتقاد استالین ، زبان اساساً باروساخت فرق دارد ومحصول این یاآن زیرساخت نیزنیست بلکه محصول کل دوران تاریخی جوامع درطول قرنهاست. زبان برای رفع نیازهای یک طبقۀ اجتماعی نیست بلکه برای رفع نیازهای کل جوامع وهمۀ طبقات است. به اعتقاد استالین ، زبان را طبقۀ اجتماعی خاصی بوجود نیاورده بلکه محصول کل جامعه ، همۀ طبقات اجتماعی وتلاش نسل هاست.(4) درهمین ایام ، رویکرددیگری ظاهرشد که تحت تاثیر تئوری بازتاب شرطی " ایوان پاولف" (I.Pavlov) ، زبان راحاصل سیستم بازتاب شرطی ثانویه می دانست. این تئوری ، اگرچه طرفدار چندانی پیدانکرد اما ، توانست نظراندیشمندانی چون لوکاچ رابخود جلب کند.(5) درآن ایام ، مکاتب دیگری نیز درزبانشناسی پدید آمدند که یکی ازمهمترین آنها مکتب " دستور زایشی " (Generative Grammar) متعلق به "نوام چامسکی " (Noam Chomsky) است که انقلابی دررشتۀ زبانشناسی غرب پدید آورد. این مکتب ، انتقادی ازروانشناسی رفتارگرابود که یادگیری زبان را نوعی تقلید رفتاری می دانست. بنظراو ، اصول وخصوصیات زبان درانسان ، ذاتی است یعنی نحوۀ یادگیری زبان بصورت ارثی وژنتیکی درمغز ، ازپیش برنامه ریزی شده است. چامسکی باارائۀ نظریۀ دستوری " زبان – گشتاری " ، درتحول وگسترش دانش زبانشناسی ، نقطۀ عطفی ایجاد کرد. اومعتقد است که کودک باگونه ای دستگاه فطری یادگیری زبان زاده می شود واین دستگاه فرضی ، به اوامکان می دهد که ازداده های زبانی پیرامون خویش ، قواعد دستوری را خودبخود بیرون بکشد. چامسکی ، اکتسابی بودن قدرت تکلم وارتباط آن بامحرک، پاسخ وپاداش را رد می کند.(6) دستورزایشی معتقد است که کودک مجموعۀ محدودی ازاطلاعات را ازمحیط می گیرد وازآنها ، ترکیبات جدید بی نهایت می سازد.(7)

زبان شناسی شناختی (cognitive Linguistics) رویکردی درمطالعۀ زبان است که به بررسی رابطۀ میان زبان انسان ،، ذهن او ، وتجارب اجتماعی وفیزیکی او می پردازد. مبدع این مکتب ، " جورج لیکاف " (G.Lakoff) می باشد. زبانشناسی شناختی ، اکنون به یکی ازمهمترین وپرطرفدارترین مکاتب زبانشناسی درغرب بویژه اروپا ، تبدیل شده است. کتاب " زبان شناسی شناختی " به قلم رضانیکی پور، یکی ازبهترین آثاری است که این مکتب رابه فارسی زبانان معرفی کرده است. زبانشناسی شناختی رویکردی درمطالعۀ زبان است که به بررسی رابطۀ میان زبان انسان ، ذهن او وتجارب اجتماعی وفیزیکی او می پردازد. بعبارت دیگر درزبانشناسی شناختی تلاش می شود بامطالعۀ زبان براساس تجربیات ماازجهان ، نحوۀ درک وشیوۀ مفهوم سازی میسّر گردد. زبان شناسی شناختی ، ریشه در مقوله بندی ذهن انسان و روانشناسی گشتالتی چامسکی دارد. " نو دستورزبانان " ( Neo grammarians) به گروهی اززبانشناسان آلمانی برهبری " کارل بروگمان " Karl Brugman) ) و" هرمان اوستوف " (Herman Osthoff) اطلاق می شود که برطبیعت سیستماتیک تغییرات صوتی درزبانها تاکیددارند. "فردینانددوسوسور" (F.de Saussure) پایه گذار ساختارگرائی درزبانشناسی مدرن است. دورۀ زبانشناسی عمومی او که پس ازمرگش توسط دانشجویان اومنتشرشد، مفاهیم کلیدی مانند نشانۀ زبانی ، تحلیل همزمانی ، تحلیل درزمانی ، وقراردادی بودن نشانه ها رامعرفی کرد. ساختارگرائی آمریکائی (American structuralism) نیزتوسط "لئونارد بلومفیلد " (L.Bloomfield) مطرح گردید. کاراو برزبانشناسی توصیفی (descriptive Linguistics) ومطالعۀ علمی زبان متمرکزبود. " جی ال آستین" (J.L.Austin) و " جان سرل " (J.Searle) ، پایه های کاربرد شناسی زبان رابنا نهادند. این حوزه ، چگونگی استفاده اززبان درارتباطات رامورد بررسی قرار می دهد. زبانشناسی محاسباتی (computing Linguistics) براساس پیشرفت هوش مصنوعی ویادگیری ماشینی قراردارد و پردازش طبیعی زبان (NLP) ، تشخیص گفتار ، واستخراج متن ازکاربردهای آن می باشد. مستند سازی واحیای زبان (Language Documentation and Revitalization) بطورفعال درمستندسازی واحیای زبانهای درمعرض انقراض دخالت دارد وتنوع زبانی ومیراث فرهنگی راحفظ می کند. ازمیان بیش از شش هزارزبان دنیا که بیشترآنها هرگز به درستی توصیف ، مطالعه وحتی نوشته نشده اند ، بسیاری ازآنها تا 50 سال آینده ، نابود خواهند شد.

نکات مهم زبانشناسی

زیرنویس

1)محمدرضاباطنی ، پیرامون زبان وزبانشناسی ، انتشارات فرهنگ معاصر ، تهران 1371

2)G.Lukacs , history and class consciousness , www.marxist.org

3)the fate of Nicolas Mar Linguistic Theories , www.researchgate.net

4)ژوزف استالین ، مارکسیسم ومسائل زبانشناسی ، ترجمه محمدرضااصلانی ، انتشارات کتاب بهار، تهران 1400

5)Marxism and problems of Linguistics , www.thecommunists.org

6)ایرج فرهمند ، انسان وچگونگی فراگیری زبان ، نشریۀ چیستا ، شمارۀ 100-99

7)پیوس تن هاکن ، زبانشناسی چامسکیائی ورقیبان آن ، ترجمه دکترپارسابامشادی ، تهران 1400

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973 6037

برچسب: نویسنده: مبین کوهی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 10:00

صفحه بندی