خرید بک لینک

سوسیالیسم بازاری یا بازارسوسیالیستی؟

( نگاهی به دو تجربه )

1)اروپای شرقی : سوسیالیسم بازار ، بیان تئوریک یک سیستم اقتصادی است که درآن ، وسائل تولید ( سرمایه) درمالکیت عمومی یاتعاونی است اما تخصیص منابع ، مطابق قوانین بازار(بازارمحصول ، بازارکار ، بازارسرمایه و...) صورت می گیرد.این اصطلاح ، به اصلاحات اقتصادی درکشورهای سوسیالیستی اطلاق می گردد که محتوای آن ، حرکت از برنامه ریزی دستوری (Command Plaing) به سوی سیستم بازار می باشد. یوگوسلاوی ازاوائل دهۀ 1950 ، مجارستان بعد از 1968 ، لهستان ، بلغارستان ، شوروی وچین دردهۀ 1980 ، به اصلاحات روی آوردند. برخی ازاین کشورها ، بجای سوسیالیسم بازاری (market Socialism) ازعبارت بازارسوسیالیستی (Socialist market) استفاده می کردند که برای مارکسیستهای ارتدوکس پذیرفتنی تربنظرمی رسید.

دراقتصاد سیاسی کلاسیک مارکسی ، سوسیالیسم با بازارهمخوانی ندارد. براین اساس ، سوسیالیسم نواقص بازار رارفع می کند واختصاص منابع را سامان می دهد. دراین سیستم ، دست مرئی برنامه ریزی (visible hand دربرابر دست نامرئی بازار- invisible hand ) ، بهره برداری جامع ازمنابع بویژه منابع انسانی را ، فارغ ازنوسانات ادواری ، میسّرمی سازد. دردنیای در زمان حاضر ، هیچ دولتی توسعۀ اجتماعی واقتصادی رابه هوسهای بازارواگذارنمی کند و استفادۀ همزمان ازدست مرئی ودست نامرئی ، دیگربه یک هنجار تبدیل شده است. پس ازانقلاب اکتبر(1917) استفاده ازعبارت مکانیسم بازار دراسناد کمونیستی متوقف گردید ویا محدود شد. اما سوسیال دموکراسی همچنان به نقش بازار دراقتصاد سوسیالیستی تاکید می ورزید.

بحث نظری دربارۀ مقولۀ سوسیالیسم بازاری، درفاصلۀ بین دوجنگ جهانی بالا گرفت. برخی ازصاحبنظران، به دلیل عدم وجود رابطۀ مبادلۀ کالائی درسوسیالیسم ، اصولاً محاسبۀ اقتصادی عقلائی رادراین سیستم ، غیرممکن می دانستند. درحالیکه دیدگاه دیگر، به شدت بااین نظرمخالفت می ورزید. معروفترین مخالفان این دیدگاه " اسکارلانگه " (Oskar Lange)اقتصاددان لهستانی و " آبا لرنر " (Abba Lerner) اقتصاددان آمریکائی روسی الاصل بودند. به همین دلیل نظرات آنها " راه حل لانگه – لرنر " نام گرفت. لانگه اعتبار تئوریک نظرات مخالفان رازیرسئوال برد ویک راه حل مثبت ارائه نمود – روش " آزمون وخطا " (trial and error ) که درآن ، دفترمرکزی برنامه ریزی ، نقش بازار راایفاء می نماید! دراین سیستم ، دفترمرکزی برنامه ریزی ، ارزشها ، دستمزدها ونرخ بهره راتثبیت می کند وبه عرضه وتقاضا تعادل می بخشد وازمدیران می خواهد که دواصل رارعایت کنند : کاستن ازمیانگین هزینۀ تولید ازطریق بکارگیری مجموعه ای ازعوامل ؛ وتعیین سقف تولید درنقطه ای که هزینۀ تولید بابها برابرشود.

اغلب مباحثاتی که بین دوجنگ جهانی دراین زمینه انجام می شد ، برمبنای نظرات لانگه بود. بنابراین راه حل رقابتی لانگه ، جایگزینی مناسب برای برنامه ریزی دستوری درسیستم سوسیالیستی تلقّی می شد. معهذا راه حل لانگه ، این سئوال رابی پاسخ گذاشت که اعمال اصلاحات بازاری درسیستم سوسیالیستی ، چگونه ازنظرتئوریک توجیه می شود؟ نخستین تلاش برای عملی کردن سوسیالیسم بازاری ، دریوگسلاوی اوایل دهۀ 1950 صورت گرفت. درآن زمان ، رابطۀ مارشال تیتو با استالین تیره شده بود وحزب کمونیست یوگوسلاوی درتلاش بود تاباتقویت کارآئی اقتصادی ، مآغازیت خود رادربرابر استالینیسم بهبود بخشد. تیتو براین بود که واحد های اقتصادی باید استقلال مدیریتی داشته باشند وهماهنگی بازاری را جایگزین سیستم دستوری نمایند. پس ازمرگ استالین ، لهستان یک برنامۀ جامع رابرای تحولات سیستمی تنظیم کرد وآنرا درسال 1957-1956 به اجراء گذاشت. این برنامه ، بسیاربه برنامۀ اصلاحی مجارستان ویوگوسلاوی نزدیک بود. تلاشهای دیگری نیز درجهت رشد نقش بازار دراقتصاد برنامه ریزی شدۀ اروپای شرقی صورت گرفت که چکسلواکی(1968 و1958 ) ، سیستم نوین اقتصادی جمهوری دموکراتیک آلمان (1963) ، اصلاحات الکسی کاسیگین درروسیه (1965) وبلغارستان ، مکانیسم نوین اقتصادی درمجارستان(1968) وتلاشهای متعدد اصلاحی درلهستان ، ازآن جمله بودند. اما دراوائل دهۀ 1980 ، ازمیان همۀ این تلاشهای اصلاحی ، فقط مکانیسم نوین اقتصادی مجارستان فعال مانده بود. معهذا اندیشۀ اصلاحات بازاری دراروپای شرقی همچنان زنده ماند. درسال 1978 ، چین نیزبه صف اصلاحات پیوست والگوی رادیکال نوینی از بازارسوسیالیستی راعرضه نمود که درسطوربعد به آن خواهیم پرداخت. اندکی بعد ف اصلاحات بنیادین اقتصادی ، به اساس طرح اصلاحی میخائیل گورباچف درشوروی تبدیل شد.

دشواری اجرای اصلاحات بازاری درسیستم سوسیالیستی درآنجابود که این اصلاحات باساختارهای موجود برنامه ریزی ومدیریت ف حق مالکیت وتمرکزقدرت دردست حزب کمونیست همخوانی نداشت. بنابراین کشورهائی که دراین مسیرگام می گذاشتند ( یوگوسلاوی ، لهستان ، مجارستان ) ، دشواریهای به مراتب بیشتری راازآندسته کشورهائی تجربه کردند که همچنان به سیستم کهن چسبیده بودند(چکسلواکی ، آلمان شرقی ). این کشورها علاوه بر این نتوانستند میان ضروریات اقتصاد بازار والزامهای اداری کشور ، هماهنگی ایجاد نمایند. تجربۀ مکانیسم نوین اقتصادی مجارستان نشان داد که علیرغم حذف اهداف اجباری برای تولید واختصاص فیزیکی منابع ، در اواسط دهۀ 1980 آشکار شد که هماهنگی بوروکراتیک دراین کشورها، فقط ازحالت مستقیم به غیرمستقیم تغییرکرده است. تجربۀ اصلاحات در کشورهای سوسیالیستی ، در ادامه نشان داد که اندیشۀ ترکیب برنامه ریزی مرکزی با " بازارمدیریت شده " (Regulated market) وپذیرش موضع مسلط مالکیت دولتی بروسائل تولید ، برای اصلاحات کافی نیست. لذا مفهوم اصلاحات بازاری دردهۀ 1980 ، دستخوش تحولی عمیق گردید وضرورت ایجاد بازارسرمایه هم درشکل بانکداری تجاری وهم به شکل بازارسهام ، دردستورکار قرارگرفت وبرتشکیل بازارکار نیز بطور غیرمستقیم تاکید شد وموفقیت اصلاحات اقتصادی درگرو تغییر بنیادین ساختارمالکیت قرارگرفت. یکی ازعواملی که به بازنگری درنقش مالکیت کمک کرد ، نتایج مساعد اصلاحات سیستمی درخارج ازبخش دولتی مجارستان ( تعاونی وخصوصی) ونیزموفقیت " تولید خانوادگی " در بخش کشاورزی چین بود. درخاتمه دهۀ 1980 ، تاکید برساختارمالکیت دربرخی ازکشورهای سوسیالیستی برجسته ترشد. دربعضی کشورها مانند مجارستان ولهستان ، مالکیت خصوصی به رسمیت شناخته شد و " اقتصاد مختلط " دردستور کارقرارگرفت وبخشهای خصوصی ، تعاونی ودولتی ، ازموقعیت برابر برخوردار گردیدند.

این تحولات نظری وعملی ، ضرورت همگانی اصلاحات سیاسی واقتصادی رانشان داد. ازیکسو ، بازاری شدن مستلزم صعود استقلال عمل بنگاههای اقتصادی وتغییردرمالکیت آنها بود وازسوی دیگر، ایجاد سیستمی پلورالیستی بجای سیستم قدیمی لازم بود تااصلاحات اقتصادی ، برگشت ناپذیرگردد. تجربۀ موفقیت آمیز اصلاح اقتصادهای دستوری دربرخی از کشورهای تازه صنعتی شدۀ آسیا نیز که باتغییر سیستمهای سیاسی تمامیت خواه دراین کشورها همراه بود ، ضرورت همگامی تحولات سیاسی واقتصادی را به کشورهای سوسیالیستی نشان داد.

2) چین : درکمترازیک قرن ، چین ازتحقیر سلطۀ نیمه استعماری وفقرگستردۀ نیمه فئودالی، به یکی ازنیروهای اصلی شکل دهندۀ جهان معاصر تبدیل شد. این موفقیت ، ازنحوه عملکرد خود جوش بازار ، خیرخواهی طبقۀ سرمایه دار یاهدایت قدرتهای خارجی ، حاصل نشد. ازسال 1949 تاکنون ، سه گام اصلی درنوسازی سوسیالیستی چین برداشته شد. گام اول ، دورۀ انقلاب سوسیالیستی وسازندگی (1978-1949) برپایه گذاری بنیان ها در کشوری بی ثبات وفقیر متمرکزگردید تانیروهای تولیدی بتوانند توسعه یابند وحاکمیت ملی تضمین شود. گام دوم دورۀ اصلاحات وگشایش (2013-1978) برصنعتی شدن شتابان ، پیشرفت فناوری وایجاد ثروت اجتماعی متمرکز بود. چین درسال 1993 قانون اساسی خودرااصلاح کرد تایک اقتصاد بازارسوسیالیستی بارویکردی آینده نگر وانعطاف پذیر بنا نهد. دراین دوره ، اصل " یک کشور ، دوسیستم " اساساً به این منظور تدوین شد که به هنگ کنگ ، ماکائو ، وتایوان اجازه دهد ازسیستم سوسیالیستی پیروی نکرده وتوسعۀ اقتصادی واجتماعی رابرای مدتی به روش خود دنبال نمایند. گام سوم (...-2013) که تحت رهبری شی جین پینگ آغازشد ، تلاش می کند تارفاه عمومی وتوسعۀ باکیفیت بالا را درمرکزساخت وساز سوسیالیستی قراردهد. بتدریج حزب کمونیست چین ، کنترل سیاسی راحفظ کرد ودرعین حال به مکانیسم بازار اجازۀ فعالیت داد وسرمایۀ خصوصی راانباشت کرد. دنگ شیائوپینگ معمار اصلاحات چین ، معتقد بود که " فقر ، سوسیالیسم نیست وسوسیالیسم به فراوانی مادی نیازدارد." نتیجۀ این استراتژی ، خارق العاده بود ودردورۀ (2019-1978) چین ازسریع‌ترترین رشد اقتصادی درتاریخ بشر برخوردارگردید. طی این سالها ، مالکیت عمومی بربخشهای استراتژیک بانکداری ، مخابرات ، انرژی ، وحمل ونقل ، حفظ شد و دولت فرآیندی ازساخت وسازرا رهبری کرد که درآن ، سرمایۀ خصوصی به سمت اهداف تعیین شده هدایت گردید ودرعین حال تحت فشارشدید رقابتی قرارگرفت. زمانی که چین درسال 2001 به سازمان تجارت جهانی (WTO) پیوست ، پایه های صنعت داخلی آن به اندازۀ کافی پویابود تاحجم قابل توجهی ازسرمایۀ خارجی راجذب نماید. اکنون دیگرچین " کارخانۀ جهان " نبود بلکه به یک قدرت فناوری نوظهور تبدیل شده بود. این رشد انفجاری ، درعین حال تناقضاتی رانیزباخود به همراه آورد که نابرابری های منطقه ای ، فساد ، وتعمیق نابرابری شهر وروستا ، ازآن جمله بود.سطح دستمزدها باسطح بهره وری همگام نبود. مناطق ساحلی ، با سرعتتر از مناطق داخلی پیشرفت کردند. ثروت خصوصی گسترش یافت وشکاف اجتماعی بطورفزاینده ای قابل مشاهده گردید. تخریب محیط زیست نیز به یک نگرانی جدّی تبدیل شد. حزب ، به خوبی بااین چالشها آشنابود وبتدریج راه حل هائی برای آنها می یافت. استانداردهای حداقل دستمزد رشد یافت وحمایت ازنیروی کار، ازدهۀ 2000 دردستورکارقرارگرفت.

دستاوردهای گام دوم ، غیرقابل انکاربود. چین به بزرگترین اقتصاد صنعتی جهان تبدیل شد، استانداردهای زندگی به نحو چشمگیری بهبود یافت وقابلیت فنی لازم برای توسعۀ مستقل فراهم آمد. هیچ کشوردیگری تاآن زمان نتوانسته بود درچنین مدت کوتاهی ، به چنین توسعه ای دست پیداکند. هیچ کشوری نیزنتوانسته بود نرخ رشد دورقمی رابدون ورود به رکود فلج کننده ، دربلندمدت حفظ کند. بدین ترتیب چین توانست ازسرنوشت محتوم جمهوریهای پساشوروی اجتناب ورزد وبجای درگیرشدن درشوک درمانی، برچیدن دولت ، وتسلیم دربرابرخصوصی سازی والیگارشی ، نقش رهبری حزب کمونیست راحفظ کرده ومالکیت عمومی رابرقلّۀ فرماندهی اقتصاد بنشاند. دراین دوره ، اصلاحات هرگز بعنوان شکل نهائی سوسیالیسم ارائه نشد وازآن ، فقط بعنوان یک مرحلۀ ضروری درتوسعۀ ظرفیت تولیدی کشوریاد شد. درمرحلۀ سوم اصلاحات ، کمپین ریشه کنی فقر دردستورکارقرارگرفت. دراین کمپین ، حداقل درآمد ، غذاوپوشاک کافی ، آموزش اجباری ، مراقبتهای بهداشتی ، ومسکن امن ، تضمین شد. تقویت خدمات عمومی ازجمله سیستم بازنشستگی ، بخش مهمی ازاین کمپین بود. اقداماتی نیزبرای جلوگیری ازتمرکزثروت آغاز وقوانین ضد انحصار تشدید شد ومحدودیتهای گسترده ای برموسسات آموزشی خصوصی اعمال گردید. شعار " خانه ، محل زندگی است نه سفته بازی ! " دردستورکارقرارگرفت ووامها ازبخش املاک ومستغلات به سمت صنایع استراتژیک بافناوری پیشرفته هدایت شدند. این کاری است که سیستم سرمایه داری شمال جهانی ، نتوانست درجریان رکود بزرگ سوم (2008) انجام دهد. این سیاست ، نشاندهندۀ توانائی سیاسی سیستم چین درمطیع کردن سرمایه وهدایت آن درجهت اهداف اجتماعی وتوسعه بود.

تجربۀ چین ، درک نظری مهمی رامنعکس می کند وآن اینکه سوسیالیسم رافقط

نمی توان با نرخ رشد اقتصادی یا دستاوردهای فنّی سنجید. شاخص تعیین کننده ،

رابطۀ بین توسعۀ تولید ، خیراجتماعی ، ورفاه عمومی است. بنابراین تاکید

برتقویت مداوم آموزش عمومی ، مراقبتهای بهداشتی ، زیرساختها ف تحقیقات علمی ، برنامه ریزی زیست محیطی ونوسازی فرهنگی درگام سوم اصلاحات چین ، باهمین نگرش انجام می گیرد. انتقال صنایع آلاینده به چین درمراحل اولیۀ توسعۀ این کشور ، بدین معنی بود که چین بار سنگین هزینه های زیست محیطی مرتبط بامصرف شمال رامتحمل می شود. اما اکنون چین به رهبر جهانی تولید واستفاده ازانرژیهای تبه‌روز پذیر وتولید خودروهای برقی تبدیل شده است. شعار " تمدن زیست محیطی" ابعاد این سیاست رانشان می دهد. " آبهای زلال وکوههای سبز ، به ارزشمندی کوههای طلا ونقره هستند." چین اکنون دارای یک پایگاه تولیدی قابل توجه است. چالش این است که اطمینان حاصل شود که این کشوربه تغییر روابط اجتماعی ادامه می دهد وبجای انباشت خصوصی ، رفاه جمعی رادراولویت قرارمی دهد. این نشانۀ بازگشت به دغدغه های سوسیالیستی بنیادین درشرائط تاریخی نوین است. تجربۀ چین نشان می دهد که مکانیسم بازار رامی توان بجای سود ، به سمت نیازهای انسانی هدایت کرد.

معهذا ، تداوم اجرای سوسیالیسم بازار ( تشکیل بازارهای کاروسرمایه ، تحول ساختارمالکیت ، وپلورالیسم سیاسی ) راباید درچهارچوب تمایزات کاپیتالیسم وسوسیالیسم مورد ارزیابی قرارداد. این سیاست ، چنانچه درتجربۀ چین نمایان است، الزاماض به معنی دست کشیدن ازاهداف اصلی سوسیالیسم مانند اشتغال جامع ، برابری فرصتها ، رفاه اجتماعی ودخالت دولت برای نیل به این اهداف نیست. نزدیک به چهاردهه پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم درسال 1989 ، هنوز الزامات عملی ، موجب حفظ وتقویت بخش دولتی در کشورهای سوسیالیستی سابق گردیده است.

منابع ومآخذ

1)iovation creates dual engines for growth and prosperity , www.chinadaily.com

2)Market socialism: oxymoron or just plain moronic , www.leftfuture.org

3)walking on two legs : the socialism of Chinese modernization , www.tricontinental.org

4)Tom Bottomor , A dictionary of Marxist thought , Blackwell reference

5)fifty years after MAO : a legacy for changing the current of history , www.mronline.org

6)ف.م.هاشمی ، نقد دکترین اقتصادی چین ، www.fmohammadhashemi.

7)ف.م.هاشمی ، جمهوری خلق چین وچالشهای روبرو ، www.fmohammadhashemi.

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037



سوالات متداول

سوسیالیسم بازاری چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با سوسیالیسم بازاری بررسی شده است.

چرا سوسیالیسم بازاری اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

مهم‌ترین نکات درباره اقتصادی چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره اقتصادی در متن مقاله بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: مبین کوهی تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 5:20

صفحه بندی