سوررئالیسم؛کابوس دربیداری
سوررئالیسم (Surrealism) دراواخر دهۀ 1910 واوائل دهۀ 1920 ، به عنوان یک جنبش ادبی آغازشد وباانتشار مانیفست " آندره برتون " (Andre Berton) به عنوان یک چالش فکری وسیاسی ، قدم به صحنۀ بین المللی گذاشت. اصطلاح سوررئالیسم ، اولین باردرسال 1917 دریک بروشور تئاتری بنام "باله رژه " به کاررفت. این بروشور ، نوشتۀ "گیوم آپولیر " (Guillaum Apolliaire) شاعر معروف فرانسوی بود که ردّ پایش درهمۀ جنبشهای هنری اوائل قرن بیستم دیده می شود. بنظر گیوم ، واژۀ سوررئال به واقعیت مستقلی اطلاق می شود که تحت نفوذ خودآگاه ماقرارندارد.البته آنروزها هنوز خبری ازجنبش سوررئالیسم نبود. آندره برتون که یک روانپزشک آموزش دیده بود ، به همراه شاعران فرانسوی "لوئی آراگون "1897-1982) (Louis Aragon ، پل الوار(Paul Eluard 1895-1952 و فیلیپ سوپو (Philippe Soupault) ، تحت تاثیر نظریه های روانکاوی زیگموند فروید (Sigmund Freud 1856-1939) وایده های کارل مارکس قرارگرفتند وروشهای فرویدی تداعی آزاد ، ودنیای خصوصی ذهن را که توسط عقل وچهارچوبهای اجتماعی محدود نمی شد ، تبلیغ کردند. آندره برتون ، سوررئالیسم را " بیان فرآیند واقعی تفکر فارغ ازهر گونه کنترل عقل " تعریف کرد. رمان "نادیا " نوشتۀ برتون ، تجسّم زیبائی شناسی سوررئالیستی است. اودراین رمان ، ازملاقات ورابطۀ پیچیده با شخصیتی اسرارآمیز سخن می گوید(1928). سوررئالیستها ، بی توجهی هوشمندانه به سنّت وخیالپردازی رابه سبک دادائیسم (Dadaism) درپیش گرفتند.
ویرانی های جنگ جهانی اول ، سرخوردگی ویاس عمیقی بوجود آورد که به ظهور جنبش دادائیسم منجرشد-جریانی که منطق وعقلانیت رابه کلی رد می کرد. وقتی دادائیسم درحال از بین رفتن بود، پیروانش به دور آندره برتون حلقه زدند وطرح مکتب تازهی راریختند که بعدها سوررئالیسم نام گرفت. شاعران سوررالیست درابتداء تمایلی به همسوشدن باهنرمندان تجسّمی نداشتند زیرا معتقد بودند فرآیندهای پرزحمت نقاشی ، طراحی ومجسمه سازی ، باخودانگیختگی وصراحت بی پردۀ سوررئالیسم درتضاد قراردارد. بااینحال ، هنرتجسّمی اندکی دیرتر قدم به این صحنه گذاشت واوج سوررئالیسم رابا نقاشی های سالوادوردالی نمایان کرد تاجائیکه دالی باسبیلهای تابیدۀ عجیبش ، به سمبل سوررئالیسم تبدیل شد. نورپردازی مرموز ، سایه های بلند ، فضاهای عمیق وحسّ تنهائی ، مشخصه آثارنقاشان سوررئالیست است. بزودی ، جنبش سوررئالیسم سازمانیافته دراروپا ، به یکی ازمهمترین جنبشهای هنری وادبی قرن بیستم تبدیل شد که درفرانسه شکل گرفت. این جنبش ، آشفتگی های بین جنگهای جهانی اول ودوم رابانظرات فروید دربارۀ ضمیر ناخودآگاه تلفیق نمود وتاحدودی نیزرنگ ولعاب هگلی به آن زد. جنبش سوررئالیسم دردهۀ 1930 به اوج خود رسید وازهنرهای تجسّمی وشعر، به رمان ، تئاتر، سینما و عکاسی راه پیداکرد. امااین جنبش ، باابتدا جنگ جهانی دوم ، ازهم پاشید. باابتدا جنگ و پیوستن گروهی ازسوررئالیستها به احزاب کمونیست ، رفته رفته بین وابستگان به این مکتب اختلافاتی پدید آمد. جنگ به سوررئالیستها فهماند که اگرچه روش آنها دردنیای هنرتوانست تاثیرگذارباشد اما نمی تواند درزندگی واقعی کارسازباشد. برتون و دالی ، ارنست و ماسون ، اروپا رابه قصد نیویورک ترک کردند تاسوررئالیسم رادرخاک آمریکا احیاء نمایند. نمادگرائی عمیق وبی اعتنائی به عرف ورسوم ، درآثارسوررئالیستی این دوره ، به حدّ شگفت انگیزی رسید تاحدّی که اکسپرسیونیسم انتزاعی رانیزتحت تاثیرقرارداد.
سوررئالیسم رابیشتربا هنرهای تجسّمی می شناسند اما درواقع ، این جنبش درادبیات ریشه دارد. سوررئالیستها ، تحت تاثیر یافته های روانشناسی وروانکاوی ، صحنه ها ووقایع را واقعگرایانه به تصویرنمی کشند. درآثارآنها ، اتفاقات غیرواقعی مانند مسواک زدن حیوانات ، فراوان دیده می شود. طبیعت نیزیکی دیگرازتصویرها متداول درآثارهنرمندان سوررئالیست است. مثلاً درآثار ماکس ارنست ، پرندگان حضوری پررنگ دارند ودرآثار دالی نیزحشراتی چون مورچه فراوان به چشم می خورند. سوررئالیسم ، آئینه ای وهم آلود رابردیوارزندگی می آویزد تا انسان ازطریق آن به ماهیت تحریف شدۀ واقعیت بنگرد وباورکند که همه چیزجادوئی است. اما جادوی سوررئالیسم با رئالیسم جادوئی تفاوت دارد. هردو ازعناصرتخیّلی استفاده می کنند اما رئالیسم جادوئی ، دنیائی شبیه به دنیای واقعی می آفریند اما رنگ ولعاب تازه تری به آن می زند درحالیکه سوررئالیسم ، برایده های انتزاعی و غیرواقعی استواراست.
اغلب هنرمندان سوررئالیست ، دردوران زندگی خود ، به فعالیتهای سیاسی روی آوردند ومفاهیم انقلابی رابتدریج وارد این مکتب کردند. این امرسبب شد تاسوررئالیسم ، فراترازجنبش هنری ، به سبک زندگی تبدیل شود. برتون درسال 1927 به حزب کمونیست فرانسه پیوست وتاکیدکرد که " سوررئالیسم ، را بطورجدائی ناپذیر بارویکرد اندیشۀ مارکسیستی وتنها بااین رویکرد ، مرتبط می داند."امامارکسیسم او ، ازسنخ دیگری بود وبامارکسیسم کمینترن همخوانی نداشت. شاید بتوان آنرا " مارکسیسم گوتیک " (Gothic Marxism) نامید که ریشه های ناهمگون وگاه متناقضی دارد که بعدها خود رادرنظریات والتربنیامین( 1940-1892- Walter Benjamin ) ، ارنست بلوخ (1977-1885 Ernst Bloch )، هربرت مارکوزه (1979-1898 Herbert Marcuse ) ومکتب فرانکفورت نشان داد. به نوشتۀ امیرحسین آریانپور " بیشتر ایسم های جنجالی قرن بیستم که ازنظر بسیارکسان ، سبک های نو به شماررفته اند ، به احتمال بسیارزیاد ، چیزی جزجلوه های منحط رومانتیسیسم نیستند – ازسمبولیسم گرفته تا سوررئالیسم ، فوتوریسم ودادائیسم ، همه رامی توان نورومانتیسیسم خواند." بیشتر این عناصر ، درنهایت یابه تروتسکیسم پیوستند ویابه باتلاق آنارشیسم فروغلطیدند. پس ازمرگ برتون درسال 1969 ، گروه سوررئالیستهای فرانسه منحل شد. معهذا ، موزۀ هنر مدرن پاریس ( مرکز ژرژپمپیدو) دربهار2002 ، نمایشگاه بزرگی ازهنرسوررئالیستی راباعنوان " انقلاب سوررئالیستی " برپا کرد که هرچه بود ، انقلابی نبود.
سوررئالیسم ، اساس کارخود رابرتداعی آزاد معانی وافکاروعکسها، ونوعی حالت خلسه ورويا می گذارد. آزادی سوررئالیستس هنرمند ، چیزی جزاسارت او درپنجۀ آهنین غرائز کورنیست. معهذا برخی ازمروّجان این سبک ، می کوشند آنرا یک نهضت علمی ، مترقّی وانقلابی جلوه دهند. مثلاً " هربرت رید " میان دنیای واقعیت عینی ودنیای توهّمات ذهنی ، یک رابطۀ دیالکتیکی قائل است وبرآن می باشد که هنرمند سوررئالیست ، این تضاد رابوسیلۀ ایجاد یک سنتز ، یعنی اثرهنری خود که عناصری ازهردودنیا راباهم ترکیب کرده است ، برطرف می سازد. درحالیکه چنین نیست. صور ذهنی هنرمند سوررئالیست ، ازآمیزش دینامیک احساس باواقعیت خارجی بوجود نمی اید بلکه تصویرهاتحریف شده وناقص از مظاهر واقعیت خارجی است. سوررئالیسم ، عصیان برضدّ تاریخ وتمدن انسانی است – تسلیم بی قید وشرط هنرمند به اقتدار کور وبیرخمانۀ نیروهای ناخودآگاه که حاصلی جزآنارشیسم وهرج ومرج فکری ندارد. سرچشمۀ هنرسوررئالیستی ، عالم رویاست که ازضمیر ناخودآگاه سرچشمه می گیرد ولذا تهی ازشعورو خلاقیت است. هنرمند سوررئالیست ، تشنۀ ماوراء الطبیعه است وجویای چیزی است که از قوانین طبیعی ونمودهای زندگی واقعی ، فراترباشد.
شاخص ترین آثاری که درزبان فارسی تحت تاثیرمکتب سوررئالیسم خلق شده اند، "بوف کور " و "سه قطره خون " نوشتۀ صادق هدایت اند. هوشنگ ایرانی ، یدالله رویائی ، سهراب سپهری ، واحمد رضااحمدی نیزآثاری دراین سبک خلق کرده اند. درنقاشی نیزهنرمندانی چون ایران دررودی و بهمن محصص ، باالهام ازسبک سوررئالیسم ، جهانی پرازنماد ، تخیّل ومفاهیم فلسفی خلق کرده اند.
منبع ومآخذ
1)Surrealism, timeline of Art history , www.metmuseum.org
2)هربرت رید ، فلسفۀ هنرمعاصر ، ترجمه محمد تقی فرامرزی ، انتشارات نگاه ، تهران 1402
3)دکترمیترا ، رئالیسم وضدرئالیسم درادبیات ، انتشارات نیل ، تهران 1353
4)امیرحسین آریانپور ، اجمالی ازجامعه شناسی هنر ، چاپ سوم ، فروردین 1354
5)داوود عزّتی ، سوررئالیسم درایران ، نشرپازینه ، تهران 1403
6)رضاسیّد حسینی ، مکتب های ادبی ، انتشارات نگاه ، تهران 1384
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037
برچسب:
نویسنده: مبین کوهی