خرید بک لینک

1 پس از1

( چند 11 1 )

برخورد میان نیروهای نظامی دولت مرکزی عراق وپیشمرگه های کرد درمناطق مورد مناقشه،به ازدست رفتن کنترل دولت اقلیم کردستان براین مناطق، ازجمله کرکوک انجامید.مناقشه ی داخلی میان حزب دموکرات واتحادیه ی میهنی کردستان عراق، یکی ازعلل اصلی این شکست بود.

درنیمه شب16 اکتبر2017 ، نیروهای سرویس ضد تروریسم عراق باهمراهی نیروهای بسیج مردمی این کشور(حشدالشعبی) حمله به مناطق تحت کنترل پیشمرگه های کرددرجنوب وغرب کرکوک راآغازکردند وروزبعد وارد این شهرشدند.بدستورحیدرالعبادی،پرچم عراق بجای پرچم کردستان،برفراز ساختمانهای این شهربه اهتزاز درآمد.بدین ترتیب،کردهایکی ازمهمترین پایگاههای خودراکه ازآن به عنوان پایتخت آینده ی کردستان یاد می شد ، ازدست دادند وتقریبا تمامی مناطق مورد مناقشه نیز تحت کنترل دولت مرکزی عراق قرارگرفت.هیچیک ازگروههای سیاسی کردستان مسئولیت این شکست را برعهده نگرفت.حزب دموکرات، اتحادیه ی میهنی رابه معامله ی پنهانی با بغداد وتسلیم کرکوک بدون ذره ای مقاومت، متهم کرد.درمقابل ،اتحادیه میهنی نیز مسئولیت این شکست را برعهده ی شخص بارزانی وبرکزاری بی موقع رفراندوم استقلال قرارداد.

اتحادیه میهنی کردستان عراق، پس ازشکست قیام 1974-75 ملت کرد، توسط جلال طالبانی تاسیس شد.هسته ی مرکزی این اتحادیه را عناصرناسیونالیست، چپ گرا وسوسیالیست تشکیل می دادند.ازهمان نخستین روز تاسیس،اتحادیه میهنی با اختلاف وانشعاب روبروگردید.آخرین انشعاب دراین اتحادیه،دزسال2009 بوقوع پیوست که درجریان آن، "نوشیروان مصطفی " معاون جلال طالبانی،ازاتحادیه میهنی جداشدو"جنبش گوران"(جنبش تغییر) راتشکیل داد.بسیاری ازاعضای اتحادیه میهنی به سازمان جدید پیوستند که درمیان آنهانام تعدادی ازرهبران این اتحادیه نیزبه چشم می خورد.پس ازبیماری و درگذشت طالبانی،اختلافات دراتحادیه میهنی به حدی بالاگرفت که دیگرمخفی کردن آن ازانظارعمومی ممکن نبود.درسپتامبر2016 ، دوتن ازرهبران اتحادیه میهنی،"رفتارهای غیراخلاقی" درحزب را موردنکوهش قرارداده وباایجاد"نهاد تصمیم گیری" اعلام کردند هرتصمیمی راکه خارج ازاین نهاد اتخاذشود،به رسمیت نمی شناسند." کثرت رسول علی" معاون اول و"بهرام صالح" معاون دوم اتحادیه،ازجمله امضاکنندگان این بیانیه بودند که مورد حمایت برخی ازاعضای دفترسیاسی، کمیته ی رهبری،ونمایندگان اتحادیه درپارلمان کردستان قرارگرفت.کاربجائی رسید که بهرام صالح لیست مستقلی رابرای انتخابات پارلمانی نوامبر2017 اعلام کرد که برگزاری آن 8 ماه به تاخیرافتاد.این اختلافات داخلی،فرآیند تصمیم گیری دراتحادیه میهنی رافلج کرد. این ضعف،درجریان رفراندوم اخیرکردستان بوضوح نمایان شد.پس ازاعلام 25 سپتامبر به عنوان روزبرگزاری رفراندوم توسط مسعود بارزانی،تمامی گروههای سیاسی کرد، به استثنای "گروه اسلامی کردستان" و "جنبش گوران"،ازآن حمایت کردند.علیرغم حایت رسمی اتحادیه میهنی ازرفراندوم،نشریات این گروه، بی تفاوت ازکنارآن گذشتند وتنها جناح کثرت رسول به گرمی ازآن استقبال کرد.دوروز قبل از رفراندوم، هیاتی ازسوی رهبری اتحادیه میهنی به ملاقات بارزانی رفت وازاوخواست بابه تعویق انداختن رفراندوم،مسیردیگری رابرای نیل به استقلال کردستان درپیش بگیرد.

اتحادیه میهنی کردستان،یکی ازنخستین احزابی است که ازبدو تاسیس، خواستاراستقلال کردستان گردید وآن راموضعی تاریخی وغیرقابل تغییراعلام نمود. معهذا "بافل طالبانی" برادرارشد جلال طالبانی،اخیراگفته است که " راه استقلال کردستان از مسیرمذاکره بادولت مرکزی می گذرد... اتحادیه میهنی ، پس ازبررسی شرائط موجود وراههای نیل به استقلال،مسیرپیشنهادی آمریکا،انگلیس ،سازمان ملل وبرخی دیگرازدوستان ملت کردرا بهترین مسیربرای نیل به این هدف تشخیص داده است...مذاکره ی همه جانبه وزمان مند بادولت مرکزی، درشرائط فعلی ، بهترین گزینه است.اگراین مذاکرات به نتیجه نرسید،آنگاه ملت کرد می تواند باحمایت متحدین خود، درمسیررفراندوم گام بگذارد.جناح کثرت رسول، به شدت با تعویق رفراندوم مخالفت کرد وچندی بعد نیز، رهبری اتحادیه میهنی را بخاطرصدور فرمان عقب نشینی ازکرکوک، موردنکوهش قرارداد.

باتوجه به شرائط کنونی،اکنون دوگزینه پیش روی رهبری اتحادیه میهنی کردستان قراردارد.برگزاری یک کنوانسیون سراسری برای انتخاب رهبران ودبیرکل جدید،که گزینه ای ایده آل برای این گروه محسوب می شود،ویا تقسیم اتحادیه به دوحزب کوچک وضعیف که ازقدرت چندانی برخوردارنیستند.

رابطه ی میان اتحادیه میهنی وحزب دموکرات کردستان،همیشه ازاهمیت فراوان درعرصه ی داخلی ومنطقه ای برخورداربوده است.پارتیزانهای تحت امراین دوحزب،آینده ی اقلیم کردستان رارقم خواهند زد.درجنگ داخلی چهارساله ای که از1994 تا1998 ادامه داشت،کشورهای خارجی بویژه ترکیه وایران دخالت داشتند.این جنگ که به مرگ هزاران نفر منجرشد، سرانجام باپادرمیانی آمریکا به مصالحه انجامید.هریک ازدوحزب، حیطه ی اقتدارخویش راحفظ کرد وسلیمانیه واربیل به مراکزاصلی قدرت در کردستان تبدیل شدند.اکنون پس ازبرگزاری رفراندوم،به نظر میرسد باواگذاری کنترل کرکوک ومناطق موردمناقشه به دولت مرکزی،دوران مصالحه ی دوحزب نیز به پایان رسیده باشد.

پیشمرگه های کرد،که پس ازسالها همکاری بامتحدین غربی درجنگ باتروریسم، اکنون بهنیروئی مجهزوآموزش دیده تبدیل شده اند،روبروی یکدیگر صف آرائی کرده اند.رقابت دوحزب کرد که سابقه ای دیرینه دارد،بادودهه مصالحه هنوزازبین نرفته ایت واین امکان وجوددارد که دردوران پی ازرفراندوم، دوباره آتش جنگ داخلی در کردستان شعله ورشود.مناقشه ی امروزعراق،حول محورهویت قومی وگروهی است.به موجب قانون حکومت انتقالی، دولت منطقه ای کردستان به رسمیت شناخته می شود.براساس این قانون،اقلیم کردستان شامل اربیل، دهوک وسلیمانیه خواهدشد.این اقلیم همچنین کنترل اداری خودرابرمناطق مورد مناقشه اعمال خواهد نمود.درقانون اساسی عراق نیز، حکومت دمکراتیک فدرال عراق، موجودیت حقوقی نهادهای اقلیم کردستان رابه رسمیت می شناسد.درقانون اساسی، برتوقف روند عربی سازی برخی مناطق قومی، ازجمله کرکوک، وبازگشت کردهای رانده شده به موطن اصلی خود تاکید شده است.اماابهام موجوددربرخی مواد این قانون،تفسیرهای متفاوتی رادرباره ی تقسیم قدرت میان دولت فدرال ودولتهای منطقه ای موجب گردیده است.شیعیان حاکم برعراق معتقدند که قانون اساسی، امتیازات فراوانی برای کردها قائل شده وباید اصلاح شود.لذا،شیعیان حاکم، برخی ازمواداین قانون را بلااجرا گذاشته اند.عدم واگذاری 17 درصد ازدرآمدهای کشوربه کردستان به بهانه ی فروش مستقیم نفت این منطقه به خارج،انجام اموراداری منطقه ی کردستان،ازجمله پرداخت حقوق به کارکنان دولت باتاخیرفراوان،وعدم اجرای ماده ی 140 قانون اساسی درمورد تعیین وضعیت کرکوک و مناطق مورد مناقشه ازطریق برگزاری رفراندوم،ازجمله ی این موارد می باشند.درحال حاضر، علاوه برکرکوک، برخی مناطق دراستانهای اوسط،دیاله،صلاح الدین ونینوا،درزمره ی مناطق مورد مناقشه قراردارند که باید وضعیت اداری آنها روشن شود.لاینحل ماندن این موارد،رابطه ی اقلیم کردستان با دولت مرکزی عراق را باتنش روبرو کرده است.این رابطه، بویژه دردوران نخست وزیری نوری المالکی به وخامت گرائید.کاربه جائی رسید که مسعود بارزانی ، نخست وزیرعراق را به احیای دیکتاتوری متهم کرد وگفت :"برای ماقابل قبول نیست که مالکی درعین نخست وزیری، وزیردفاع،وزیرکشور،رئیس سرویس اطلاعاتی وفرمانده ی کل ارتش باشد...اگرمالکی دوره ی بعد نخست وزیرشود،اقلیم کردستان، بدون مشورت باهیچکس، اعلام استقلال خواهد نمود." مالی نیز مسعود بارزانی را به همکاری بادشمنان عراق متهم نمود.

معهذا، تاقبل از اشغال کرکوک وسینجار توسط دولت فدرال،دولت اقلیم کردستان، دولتی تقریبا مستقل نود.این دولت، مستقل ازدولت مرکزی عمل میکرد،پارلمان خاص خودراداشت وانتخابات مستقل ازانتخابات عمومی عراق برگزارمی کرد.اقلیم کردستان حتی دامنه ی اینترنتی خاص خودداشت وراسانسبت به تولید وصدورنفت اقدام می نمود.بابه بن بست رسیدن روابط اقلیم کردستان بادولت مرکزی،سرانجام رفراندوم استقلال برگزارشد.دولت اقلیم کردستان،دولت مرکزی عراق را به نقض قانون اساسی متهم کرد واعلام نمودکه باگذشت یک دهه از تصویب قانون اساسی عراق،این کشورهنوز به یک کشورفدرال تبدیل نشده وحقوق اقلیتها درآن نادیده گرفته می شود.دولت مرکزی، اجرای اصل 140 قانون اساسی رادرمورد برگزاری رفراندوم درکرکوک ودیگرمناطق مورد مناقشه، معطل گذاشته درحالیکه باید تادسامبر2007 این مسئله را فیصله می داد.وعده ی مشارکت اقلیتها درنهادهای فدرال وتحویل بخشی ازدرآمد نفت وگاز به اقلیم کردستان عملی نشده ودولت بغداد درحالیکه حقوق کارکنان خودرادرمناطق تحت اشغال داعش می پرداخت، ازپرداخت حقوق کارکنان دولت دراقلیم کردستان طفره می رفت.مجموعه ی این عوامل،موجب برگزاری رفراندوم گردید

دولت مرکزی عراق، باغیرقانونی خواندن رفراندوم،نیروهای خودرا به منطقه گسیل کردو تقاضای مذاکره ی مسعود بارزانی را تازمان لغورسمی نتایج رفراندوم،بی پاسخ گذاشت.دولت عراق،بلافاصله کنترل فرودگاههای اقلیم کردستان ومرزهای این منطقه باجهان خارج رابدست گرفت.

باتوجه به شرائط فعلی،چند سناریو برای آینده کردستان محتمل است.اول،دولت مرکزی برمحدود کردن اختیارات اقلیم کردستان اصرارورزیده وحل مسئله ی کردراازطریق زور،یکباربرای همیشه، دردستورکارقراردهد.دراین صورت،رویاروئی درازمدت درانتظارعراق وکردستان خواهد بود.دوم،تقسیم اقلیم کردستان به دومنطقه ی اداری مجزا، یکی تحت امرحزب دموکرات ودیگری تحت اختیاراتحادیه میهنی کردستان است که بذر جنک داخلی را میان دوحزب خواهد افشاند وزمینه رابرای مداخله ی قدرتهای خارجی دراقلیم کردستان، بویژه ایران وترکیه،آماده خواهد ساخت. سناریوی سوم،تبدیل اقلیم کردستان به یکی ازاستانهای عراق،باقائل شدن برخی حقوق ویژه برای آن است که بهترین سناریوازنظردولت مرکزی عراق وایران می باشد.اما ایالات متحده ازاین سناریو حمایت نمی کند.چهارم،تشکیل یک کنفدارسیون درعراق است که اجرای آن محتمل به نظرنمی رسد زیرا دولت عراق درحال حاضردرموضع قدرت است ولذااین سناریورابرنمی تابد.دولت مرکزی، این سناریوراگام اول درراه استقلال کردستان ارزیابی می کند.ایران وترکیه نیز بااین سناریو مخالفند.وبالاخره سناریوی پنجم،تشکیل یک سیستم واقعی فدرال است که لازمه ی نخست آن شکل گیری یک جبهه ی واحد توسط گروههای متخاصم کرد برای گفتگوبادولت مرکزی است.این سناریو باید با میانجیگری طرف سوم، به اجراگذاشته شودوبه نظرمی رسد درحال حاضر بهترین گزینه برای اینکار، ایالات متحده آمریکا باشد.این سناریو،درشرائط فعلی،به نفع اربیل وبغداد است زیراازوقوع یک جنگ داخلی دیگر درعراق جلوگیری کرده وراه رابراعمال نفوذ کشورهای خارجی،بویژه ایران وترکیه ، خواهد بست.البته بااجرای این سناریو،جای پای آمریکادرعراق محکم ترشده وحضوراین کشوردردوران بازسازی پس ازداعش، پررنگترخواهدشد.

محاسبه ی غلط رهبران کرد،موجب نابودی بسیاری ازدستاوردهای ملت کردگردید.آنهافکرمی کردند که بابرگزاری رفراندوم، امتیازگرفته وملت کردرا متحدترخواهند کرد، که هیچیک ازموارد فوق حاصل نشد.تفرقه عمیق ترشد، منطقه ی نفتخیزکرکوک ازدست رفت ودیگرمناطق مورد مناقشه نیز تحت کنترل دولت مرکزی قرارگرفت.رهبران کرد تصورمی کردند که آمریکا به حمایت ازآنها برخواهدخاست،اما چنین نشد.

کردستان عراق اکنون غرق درآشوب وسردرگمی است.حکومت اقلیم کردستان درضعیف ترین موضع ازهنگام تاسیس تاکنون است. لذابه نظرمی رسد فدرالیسم، درحال حاضر، بهترین گزینه برای ایشان باشد. آمریکا اکنون برای اجرای این سناریو، قدم به میدان گذاشته است.

FMOHAMMADHASHEMI@YAHOO.COM

WWW.FMOHAMMADHASHEMI.NILOBLOG.COM

برچسب: نویسنده: مبین کوهی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت: 11:21

صفحه بندی