جنگ 1'>ترکیبی،صلح ترکیبی(1)
دردهه ی گذشته ، عبارت " جنگ ترکیبی" (Hybrid War) جای خود رادرگفتمان سیاسی غرب وروسیه بازکرد. کارشناسان روسی ، بدرستی به مبهم بودن این عبارت ورابطه ی آن بادیگرمفاهیم(مانند جنگهای نامنظم-irregular wars) ونیزضعف مبانی علمی آن ، اشاره کرده اند. معهذا ، استفاده ی گسترده ازاین عبارت، تصادفی نیست وباهدف پر کردن شکافهای موجود درمناسبات بین المللی ، صورت می گیرد. عبارت مزبور، بیشتر یک عبارت ژورنالیستی است تاعلمی ، اما کاربرد گسترده ی آن ، بررسی های دقیق تری رامی طلبد. دراین رابطه باید به عبارت متضاد " صلح ترکیبی " (Hybrid Peace) نیز اشاره کرد. سئوال اینجاست که اگرمقوله ای بنام جنگ ترکیبی وجود داشته باشد، چگونه می توان آنرابه صلح ترکیبی تبدیل کرد ؟ آیا دیپلماسی مدرن قادراست صلح ترکیبی را به مثابه ی ابزاری برای خاموش کردن جنگ ترکیبی ، بکارگیرد ؟
نظرات وتعاریف مختلفی ازمقوله ی جنگ ترکیبی ارائه شده که البته دربرخی نکات ، مشترکند. نخستین نقطه ی اشتراک این تعاریف ، وجود جنگ میان کشورهاست. یک طرف این جنگ سعی می کند که اراده ی خودرابرطرف دیگرتحمیل کرده وباوارد آوردن خسارت براو ، سیاست داخلی وخارجی وی راتغییر دهد. ویژگی دوم جنگ ترکیبی ، استفاده ازروشهای غیرنظامی درجنگ است. استفاده ی مطلق ازقوه ی قهریه برای رسیدن به هدف ، دربرخی موارد ، خطرناک وناممکن است. بنابراین طرفین منازعه درچنین مواردی ، برای پیشبرد اهداف خود به ابزارهای دیگر روی می آورند. این ابزارها، بسیارمتنوع اند وبرخی ازآنها را ( مانند کمک نظامی به کشورهای رقیب ، حمایت ازگروهها وشورشیان اپوزیسیون وآموزش آنها ) باید ابزارنظامی بالقوه تلقبی نمود. ابزارهای غیرنظامی چون تحریم اقتصادی ، مبارزه ی تبلیغاتی واطلاعاتی ، اشاعه ی خبرهای نادرست ، تطمیع نیروها وجنبشهای سیاسی داخلی دشمن ، وسازماندهی معترضین نیز ازجمله ابزارهای جنگ ترکیبی می باشند که امروزه باید استفاده از هوش مصنوعی (AI) درشبکه های اجتماعی رانیزبه این لیست افزود. فهرست این ابزار ، همچنان باز ودرحال گسترش می باشد.دردنیای امروز، هدایت جنگ الزاماً بصورت متمرکز انجام نمی شود. عناصرفعال دراین امر، اگرچه بصورت عمودی بایک مرکز درارتباطند اما ، راه حلهای خاص خودرابرای چالشهای موجود ، به رده های پائینی خویش ارائه می دهند. مثلاً ایجاد محتوی ، ممکن است درسطوح پائینی وبدون دریافت دستورسیاسی انجام گیرد. برای مرکز ، فقط مشاهده ی فعال بودن رده های پائین ، بدون دخالت درمحتوای این فعالیتها، کافی است ومرکز ، درصورت لزوم ، فقط به حمایت وهدایت این فعالیتها بسنده می کند. تغییرات ساختاری اخیردرمناسبات بین المللی ، امکانات بیشتری دراختیارجنگ ترکیبی قرارداده است. یکی ازمهمترین این تغییرات ، ، پیدایش شبکه های مستقل بین المللی درعرصه ی خدمات مالی ، شبکه های اجتماعی ، خدمات دیجیتال ، زنجیره های ارزش ، وروابط صنعتی است.این شبکه ها ، تولید کنندگان کالا وعرضه کنندگان خدمات رادرسراسرجهان ، بهم پیوند می زنند. اغلب این تولیدکنندگان کالا وخدمات ، غربی هستند وآمریکا وغرب بتدریج پی برده اند که می توان ازاین شبکه ها ، استفاده ی سیاسی کرد. آنها دریافته اند که می توان ازطریق خدمات خصوصی این شبکه ها، به مقادیرعظیم اطلاعات ( مثلاً درباره ی کاربران شبکه های اجتماعی وفعالیتها وارتباطات آنها ، تراکنشهای بانکی وغیره ) دست پیداکرد. لذا، محروم کردن کشوری ازدسترسی به این خدمات نیز ، خود می تواند به ابزار فشار واعمال قدرت سیاسی تبدیل شود.
رویاروئی روسیه وغرب ، که ازبحران اوکراین درسال 2014 آغازشد وسرانجام به جنگ اوکراین درسال 2022 انجامید ، ازهمان ابتداء خصلت جنگ ترکیبی به خود گرفت وهردوطرف یکدیگررابه این جنگ متهم نمودند. نوک تیز حمله ی روسها متوجه کمکهای نظامی غرب به اوکراین ، تبلیغات گسترده ی ضد روسی ، تلاش برای گمراه کردن افکارعمومی ، تحریک وهدایت اعتراضات ضد حکومتی ، تلاش مستقیم وغیرمستقیم برای تغییر رژیم روسیه وهمسایگان این کشور ، اعمال تحریمهای یکجانبه ، تحت تعقیب قراردادن اتباع روسیه درخارج ازکشور ، اشاعه ی ارزشهای دروغین درجامعه ی روسیه، حمله به کلیسای ارتدوکس وغیره بود. درحالیکه غرب ، بردخالت روسیه درانتخابات آمریکا ، حذف شخصیتهای سرشناس مخالف دولت روسیه ، دخالت دراصلاحات داخلی ، دستکاری درقیمت مواد خام ، ایجاد محدودیتهای اقتصادی تصنّعی ، تبلیغات گسترده ی ضد غربی ، حمایت ازبرخی نیروهای سیاسی غرب ، سوء استفاده ازنهادهای کلیسائی وغیره ، تاکید می کرد. بنابراین اکنون تضاد عمیق ورقابتی آشکار میان دوطرف ، درعرصه های مختلف جریان دارد. اما آیا جنگ ترکیبی جاری میان روسیه وغرب ، پدیده ای منحصربفرد است ؟ پاسخ به این سئوال منفی است. درحال حاضر ، یک نوع رقابت ترکیبی (Hybrid rivalry) نیزمیان چین وآمریکا درجریان است. درسطح منطقه ای نیز ( درماوراء قفقاز ، خاورمیانه ، آمریکای لاتین ، آفریقا و آسیا ) این تقابل جریان دارد. جنگ ترکیبی به لحاظ تاریخی ، پدیده ی جدیدی نیست. جنگ سرد ، بارویاروئی گسترده ی اطلاعاتی ، تبلیغاتی واقتصادی همراه بود. حتی رویاروئیهای قبل ازجنگ سرد نیزچنین بود. اما امروزه ، باتوجه به توسعه ی تکنولوژی اطلاعات وگسترش ابزارهای کنترل اجتماعی ، جنگ ترکیبی ازکیفیتی نوین برخوردارگردیده است. بعلاوه جنگ ترکیبی ویا دست کم عملیات ترکیبی ، بین متحدین نیزجریان دارد. مثلاً ترکیه وآمریکا متحد یکدیگر درناتو می باشند اما واشنگتن تحریمهائی را علیه آنکارا وضع کرده است. هرچند وقت یکبار ، متن مکالمات سرّی میان رهبران کشورهای متحد ، منتشر می شود وعوامل اطلاعاتی ، گروههای لابی گر ، واقلیتهای قومی ، درروند انتخابات دموکراتیک دیگرکشورها دخالت می کنند. اگرچه گستردگی عملیات ترکیبی درمیان متحدین ، به اندازه ی رقبا نیست ، اما نشان می دهد که ابزارهای اعمال قدرت وسرکوب ، علیه دوست ودشمن بکارگرفته می شوند.
استفاده ی گسترده از ابزارهای جنگ ترکیبی درمناسبات مدرن بین المللی ، این نظر " توماس هابس " (T.Hobbes) راتایید می کند که مناسبات میان کشورها ، به ناچار به آنارشی وهرج ومرج منجرخواهد شد. دوران صلح ، موقت وناپایدار بوده وهرلحظه ممکن است به جنگ تبدیل شود. واقعیتهای دنیای امروز نشان می دهد که فقدان رویاروئی مسلحانه، به معنی توقف رویاروئی ترکیبی پایدارمیان کشورها نیست. هرج ومرج ناشی ازاین رویاروئی ، به مراتب فراتراز تصورات نظریه پردازان سیاسی کلاسیک چون هابس است. مهمترین چالش دربرابرجنگ ترکیبی مدرن این است که بدشواری می توان آنرا به کمک ابزارهای متعارف دیپلماتیک کنترل نمود. رویاروئی مسلحانه رامی توان باآتش بس ویاقرارداد صلح متوقف کرد اما دوکشورمتخاصم ، به آسانی نمی توانند درمورد توقف جنگ ترکیبی میان خود به توافق برسند. حتی اگردوکشور درمورد توقف تبلیغات رسانه ای وتوقف فعالیت نهادها وگروههای تحت نفوذ خود علیه دیگری ف توافق کنند بازهم نخواهند توانست فعالیت عناصری راکه بطور غیرمتمرکز عمل می کنند ، کنترل نمایند. بعنوان مثال روسیه وآمریکا به جنگ سرد پایان دادند اما علیرغم برقراری روابط مثبت میان خود ، رسانه های خصوصی وسازمانهای عمومی ، همچنان به خصومت ادامه دادند. بعبارت دیگر ، دولتها فقط می توانند درحدّ اختیارات خویش به جنگ ترکیبی پایان دهند. مشکل دیگراین است که هیچ ابزار دیپلماتیک شناخته شده ای برای پایان دادن به رویاروئی ترکیبی وجود ندارد. مثلاً می توان ازطریق دیپلماتیک به تحریم پایان داد اما لغو تحریم درعمل ، به این آسانی نیست. ا»ریکا اکنون بزرگترین تحمیل کننده ی تحریم درجهان است وطی قرن گذشته ، بیشتر ازمجموع کشورها وسازمانهای جهان ، به این کار مبادرت ورزیده است. درعین حال ، رئیس جمهور آمریکا می تواند فرمان لغو تحریم راصادرکند اما لغو تحریمی که توسط کنگره تصویب شده ، درعمل بسیاردشواراست. ازسوی دیگر ، شرکتها وبنگاههای اقتصادی ، تامدتها پس ازلغو تحریم ، ازهمکاری با کشورتحت تحریم ، اکراه دارند وبه سرمایه گذاری دراین کشورنمی پردازند. این مشکل را درتحمیل ، لغو ، واعمال مجدد تحریمهای آمریکا علیه ایران ، بوضوح دید. برخی تحریمها علیه روسیه نیز که توسط کنگره ی آمریکا تصویب شده اند، به آسانی قابل لغو نیستند. حال که توقف یک تصمیم رسمی علیه یک کشور، به آسانی میسّر نیست ، چگونه می توان انتظارداشت که رسانه های گروهی ، شبکه های اجتماعی ودیگرابزارهای جنگ ترکیبی ، به آتش بس رضایت دهند وآنرارعایت نمایند؟(1)
بنابراین مهمترین مشکل دررابطه باجنگ ترکیبی ، شروع آسان وگسترش آسانترآن ازیکسو ، ومتوقف کردن دشوار ( وچه بسا محال ) آن ازسوی دیگراست. جنگ ترکیبی ، تامدتها پس از خاموش شدن منازعه ، همچون آتش زیرخاکستر باقی می ماند وتوافقات سیاسی ودیپلماتیک ، قادربه خاموش کردن کامل آن نیست. بنابراین ، توسعه ی ابزارهای دیپلماتیک برای نیل به صلح درجنگهای ترکیبی ، وظیفه ی مبرمی است که آینده ی دموکراسی ، به مثابه ی یک نهاد ، به آن وابسته است. اگردیپلماتها نتوانند ابزارهائی رابرای تبدیل جنگ ترکیبی به صلح ترکیبی بیابند ، مواضع خودرادر مذاکرات آینده ازدست داده ونخواهند توانست باکاهش خصومتهای موجود ، به سازش براساس اصل برد – برد نائل گردند. – ادامه دارد
1)Hybrid war and Hybrid peace , www.valdaiclub.com
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037
برچسب:
نویسنده: مبین کوهی