خرید بک لینک

1 1

( معرفی کتاب )

ایدئولوژی آلمانی ( Die Deutsche Ideology) که یکی ازنخستین آثارتئوریک مارکس وانگلس می باشد ، حاوی احکام بنیادین ، وتحلیلهای داهیانه ازتاریخ ، ویابقول نویسندگان ، " اقتصاد در عمل " است که درآن ، برای نخستین بار، استباط ماتریالیستی ازتاریخ بیان می شود. دراین کتاب ، مارکس صورتبندی مورد نظرش رااز ادوار تاریخی حرکت جامعه، ونیزجامعه ی بی طبقه ی کمونیستی، تشریح می کند. مارکس و انگلس ، کتاب قطور ایدئولوژی آلمانی رادرواقع ، برای پاسخگوئی به هگلی های جوان ، بویژه " ماکس اشترنر" (M.Stirner) ، " فوئرباخ " (Feuerbach)، و "برونو باوئر" (B.Bauer) نوشتند. اگرچه این کتاب 700 صفحه ای، بیشترجنبه ی جدلی دارد امادر آن ، به نکات بسیارمهمی از ماتریالیسم تاریخی وجامعه ی کمونیستی نیز اشاره می شود. بدین ترتیب ایدئولوژی آلمانی ، مانند همه ی آثار جدلی بنیانگذاران مارکسیسم ، دارای عناصراثباتی نیزهست که باید آنرا به حق ، توضیح اصول ماتریالیسم تاریخی دانست. این کتاب ، مجموعه ای از دستنوشته های مارکس وانگلس است که آنها نتوانستند دردوران حیات مارکس، برای آن ناشری بیابند ولذا ، این کتاب تاسالها پس ازمرگ نویسنده ، منتشرنشد. ایدئولوژی آلمانی ، علاوه برتوضیح اساسی ترین اصول ماتریالیسم تاریخی، یک دائره المعارف کامل اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، وهنری است که درآن، جوانب مختلف زندگی اجتماعی ، به تصویر ونقد کشیده می شود. بخش اثباتی ایدئولوژی آلمانی( بویژه فصل نخست آن درباره ی فوئرباخ ) ، شرحی ازاندیشه های مارکس وانگلس بدست می دهد که شالوده ی آثار بعدی آنها قرارمی گیرد.

ایدئولوژی آلمانی که درسالهای 1845 و1846 دربروکسل به نگارش درآمده ، درنسخه ی آلمانی خود دارای یک عنوان فرعی نیزهست : " نقد فلسفه ی جدید آلمان طبق نظرات نمایندگان آن فوئرباخ ، باوئر ، واشترنر ، ونقد سوسیالیسم آلمان طبق نظرات پیامبران آن " . بنابراین ، همانطورکه نام کتاب نشان می دهد ، بسیارجنجالی وجدلی است اما هدف اصلی ازنگارش آن ، معرفی مبانی اصلی ماتریالیسم تاریخی به خواننده است. این کتاب ، چون ناشری پیدانکرد، مولفان دست ازتدوین نهائی آن برداشتند وبقول مارکس " دستنوشته ی آن به بایگانی سپرده شد تاتوسط موشهای جونده ، موردنقد قرارگیرد". مارکس بعد ها گفت که هدفش ازنگارش این کتاب، اثبات خود ازیکسو ، ومرزبندی باهگلی های جوان ازسوی دیگر ، بود. آنها دلیل موفقیت این اثردرخشان را، هم رایی خود دررسیدن به یک " اندیشه ی بزرگ " دانستند که همانا مفهوم مادی تاریخ وبکارگیری آن درنقد ایدئولوژیهای زمان است : " ماتصمیم گرفتیم که برای روشن کردن تضاد موجود میان بینش خود و دریافت ایدئولوژیک فلسفه ی آلمانی، بایکدیگرکارکنیم.یعنی مادرواقع می خواستیم باوجدان فلسفی گذشته ی خود تسویه حساب نمائیم." به نظرنویسندگان ، تمامی گرایشات پساهگلی(post – Hegelian ) ، ازسوسیالیسم اخلاقی ( گرون ) وآنارشیسم فردگرا(اشترنر) گرفته تاایده آلیسم(باوئر) وماتریالیسم (فوئرباخ) ، همه دچاریک خطای بزرگ هستند وآن عدم شناخت ازمنشاء عقاید وایدئولوژیشان درزندگی مادی است. اندیشه ، خمچون بذری است که درخاک حاصلخیز سیستم اجتماعی رشد می کند وبه بارمی نشیند. اندیشه ی طبقه ی حاکم درهرعصر، اندیشه ی حاکم برآن عصرمی باشد : " درهردوره ی تاریخی ، اندیشه های طبقه ی حاکم ، اندیشه های حاکم برآن دوره اند. طبقه ای که ابزارتولید مادی رادراختیاردارد، درعین حال ، ابزارتولیدذهنی رانیزدردست دارد." واگرتاریخنگاران ، فقط به ظاهرقضایا توجه کنند ، دچار " توهّم دوران" (the illusion of epoche ) خواهند شد. مثلاً فوئرباخ ،" تاآنجاکه ماتریالیست است توجهی به تاریخ ندارد وآنجا که به تاریخ توجه می کند، ماتریالیست نیست." مارکس درباره ی برونوباوئر و ماکس اشترنر نیزمی گوید : " آنها نظریات سوسیالیسم تخیّلی رابه لباس فلسفه درآورده اند تابتوانند آنرابه خود نسبت دهند."

براین اساس ، تولید وبازتولید مبانی مادی حیات اجتماعی ، شالوده ی هرچیزدیگراست. این بدان معنی است که " مجموع نیروهای مولده وارتباطات تاریخی انسان با طبیعت وبایکدیگر ، که ازیک نسل به نسل دیگرمنتقل می شود ، تعیین کننده ی شرائط زندگی درهردوره می باشد." بنابراین ،همانطورکه شرائط، انسان رامی سازد، انسان نیزشرائط رامی سازد واین به معنی نگرش جدید به کمونیسم است. " تزهائی درباره ی فوئرباخ " که درمارس 1845 نوشته شده را باید مکمل ایدئولوژی آلمانی دانست. این کتاب ، 11 فصل دارد که فصلهای چهارم تاششم آن ، به نقد نظرات فوئرباخ اختصاص یافته است. نظرات مارکس دراین کتاب ، درایدئولوژی آلمانی بسط داده شده است.

متاسفانه ترجمه ی کتاب ایدئولوژی آلمانی به فارسی ، که یکی ازمهمترین وپایه ای ترین آثار کلاسیک مارکسیسم محسوب می شود ، چندان رضایتبخش نیست وکاستیهای فراوان دارد بطوریکه گاه خواننده رادچار کج فهمی می کند. ترجمه هائی که زوبین ملکی ،تیرداد نیکی ، وحزب باصطلاح کمونیست ایران ازاین کتاب ارائه داده اند، درهمین زمره قرارمی گیرند. بطورکلی فقط آندسته ازآثارکلاسیک مارکسیسم که تاکنون توسط حزب توده ایران به فارسی ترجمه شده اند ،ازاعتبارواطمینان کافی برخورداربوده وقابل استناد می باشند.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

برچسب: نویسنده: مبین کوهی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 17:12

صفحه بندی