خرید بک لینک

غذا،به 1 ی 1

( گرسنگی وعدم امنیت غذائی درجهان امروز )

"هرکس غذا راکنترل کند، مردم راکنترل می کند؛ هرکس انرژی را

کنترل کند، اداره ی قاره ها رابدست می گیرد؛ وهرکس پول دارد ،

تمام جهان راکنترل می کند..." (هنری کیسینجر )

چرا مردم گرسنه اند ؟ پاسخ اولیه به این سئوال ، فقدان غذاست. اما اقتصاددان برجسته ی هندی"آمارتیا سن " (Amartya Sen) درتحقیقات معروف خود درباره ی فقر، گرسنگی وقحطی ، به این نتیجه رسیده که کاهش دسترسی به غذا، نمی تواند توضیح گر گرسنگی باشد. مثلاً درقحطی 1943 بنگال ، که به مرگ 5/1 میلیون نفرانجامید، تولید غذا فقط اندکی کمترازسال قبل وبسیاربیشتراز سالهای قبل ازآن بود. قحطی های اتیوپی (1974-1972) و بنگلادش (1974) نیزالگوی مشابهی بدست می دهند. لذا آمارتیاسن ، کمبود غذلرا علت اصلی گرسنگی وقحطی نمی داند بلکه آنرا معلول شیوه تولید، اشکال مالکیت ومناسبات طبقاتی می داند . بدین ترتیب ، قحطی وگرسنگی ، ساخته ی دست انسان است ومیلیونها نفررا درسراسرجهان ، مبتلا ساخته است. اگرچه جنگ اوکراین به این بحران دامن زده اما ریشه های عدم امنیت غذلئی جهان ، به قبل ازاین جنگ بازمی گردد. دهه هاست که زنجیره ی عرضه ی غذا خصلتی جهانی بخود گرفته است. رکود بزرگ 2009-2008 ، این زنجیره راازهم گسست. کمپانیهای بزرگ تولید کننده وعرضه کننده ی مواد غذائی، که تقاضا راهدایت می کنند، کود شیمیائی راعرضه کرده واغلب زمینهای حاصلخیزجهان راتحت مالکیت واداره ی خوددارند، بامشاهده ی امواج اولیه ی بحران، ازسرمایه گذاریهای خویش کاستند وفشارمضاعفی را برتولید کنندگان غذا درجنوب جهانی واردآوردند.

درحال حاضر، حدود یک میلیارد دنفرازمردم جهان ، شبها سرگرسنه بربالین می گذارند و تعداد کسانی که درگرسنگی مطلق به سرمی برند، از135 میلیون نفردرسال2019 ، به 345 میلیون نفرافزایش یافته است حدود 50 میلیون نفر در45 کشورجهان، درآستانه ی قحطی قراردارند وبیش ازدو میلیارد نفرنیز به تغذیه ی کافی برای یک زندگی سالم دسترسی ندارند. دردهه ی سوم قرن بیست ویکم ، هنوز حتی ثروتمند ترین کشورجهان (آمریکا) نیزنتوانسته است گرسنگی راریشه کن کند. درسیستم سرمایه داری، بازار تعیین می کند که چه کسی بخورد وچه کسی نخورد.تلاش دولت وموسسات خیریه نیزبرای پرکردن این شکاف ،مانند قطره ای دردریاست. گرسنگی ، پدیده ای شایع درسیستم سرمایه داری است وتنهالا جایگزین کردن این سیستم، قابل رفع می باشد. امروزه بیش از 15 درصد جمعیت آمریکا ، برای گذران زندگی ، به وعده های غذائی خیریه ها وابسته اند . اما کاهش کمکهای دولتی، فعالیت این خیریه هارانیزدشوارکرده است. به گزارش دفترآمارآمریکا،درسال 2021 حدود6/11 درصد جمعیت این کشور ، زیرخط فقر زندگی می کنند، درحالیکه نرخ بهره وری دربخش کشاورزی آمریکا به حدّی رسیده که این کشورقادراست غذای موردنیازچند برابر جمعیت خود راتولید نماید ولازم نیست کسی دراین کشور گرسنه بماند. دراین سیستم ددمنش ، غذا کالائی است که برای کسب سود ، ونه رفع نیازهای انسان، تولید می شود. نشانه هائی دردست است که بحران فعلی غذا، به تشدید رویاروئی طبقاتی درجهان منجر می گردد. شکاف درزنجیره ی عرضه ی مواد غذائی ، باافزایش بهای نفت ، تقاضای انفجاری برای زیست سوخت(biofuels-سوختهای گیاهی) ، ترقی تعرفه های حمل ونقل دریائی ، وتشدید سوداگری دربازارمالی ، کاهش ذخائر غلات جهان ، شرائط نامساعد آب وهوائی وتقویت سیاستهای حمایتی، تشدید گردیده است. این شرائط ، تاقبل ازپاندمی کرونا ، بربازارجهان حاکم بود. اگرچه بحران غذا درشکل حادّ خود، پس ازرکود بزرگ فروکش کرد اما بحران انفجارقیمت مواد غذائی رادرسالهای 2012-2011 بدنبال آورد که تاکنون پایدارباقی مانده است. باازراه رسیدن کوید، زنجیره ی جهانی عرضه ، دوباره ازهم گسست. عرضه ی کود شیمیائی کاهش یافت وهزینه ی حمل ونقل دریائی سربه آسمان کشید.

هنوز جهان از پیامدهای طولانی ترین ووخیم ترین بحران اقتصادی پس ازجنگ جهانی دوم ونیز بحران کوید، کمرراست نکرده است.بحران درحالی جهان رادرمی نوردد که بسیاری ازاقتصادهای دنیا، بارسنگین دیون رابردوش می کشند. ازاین نظر، آفریقا آسیب پذیرترین منطقه ی جهان محسوب می شود. شمال آفریقا وارد کننده ی عمده ی گندم است که بخش بزرگی ازآن توسط روسیه واوکراین تامین می شود. جنگ اوکراین موجب شد که بحران غذا دراین منطقه شدت بگیرد. حاشیه ی صحرای آفریقا، یک منطقه ی کشاورزی است اما باگسترش شهرنشینی دراین منطقه ، شهرهای پرجمعیت وفقیری سربرآورده اند که طالب غذای بیشتر می باشند. کشاورزان آفریقائی اکنون باچالش دسترسی به کود شیمیائی وافزایش بهای داده های کشاورزی بعلت ترقی قیمت ارز وتعرفه های حمل ونقل روبرو می باشند.افزایش هزینه ها، ازسود کشاورزان وانگیزه ی آنها برای تولید بیشترمی کاهد. کشورهای جنگزده ودرمعرض تغییرات شدید آب وهوائی ، بیش ازدیگران آسیب پذیرند. کشورجنگزده ی یمن ، مطلقاً وابسته به واردات غلّه است. شمال اتیوپی که یکی ازفقیرترین مناطق روی زمین است، اکنون درگیرجنگ وبحران انسانی است. ماداگاسکار ، تحت تاثیرطوفانهای ویرانگر حارّه ای، سیستم غذائی خود راازدست داده است. درافغانستان ، بعلت فروپاشی اقتصاد ملی وشبکه ی خدمات بهداشتی، درپی به قدرت رسیدن مجدد طالبان، نزخ مرگ ومیر نوزادان وکودکان فزونی گرفته است. پس ازکودتای نظامی در میانمار، ازتولید ناخالص داخلی این کشور 18 درصد کاسته شده است.

افول اقتصادی ، گرانی وکمبود مواد غذائی ناآرامیهای گسترده ی اجتماعی بدنبال دارد که دربرخی موارد به سرنگونی دولتها منجرمی شود. چندی پیش ، یک جنبش توده ای درسریلانکا ، دراعتراض به کمبود غذا وگرانی اقلام ضروری زندگی برپاشد که درادامه،به برکناری رئیس جمهور این کشورانجامید. اکنون کالاهای اساسی موردنیازمردم( ازشیرخشک گرفته تابنزین) کمیابند ودستمزدها ، بویژه دریافتی کارگران روزمزد ، روبه کاهش می باشد. قیمت نان دوبرابرشده وبربهای گازمایع افزوده شده است. علاوه بربهای شیر ، قیمت برنج از99 به 215 روپیه به ازای هرکیلو، افزایش پیداکرده است. اما بااستعفای رئیس جمهور، روند افزایشی قیمت کالاهای اساسی متوقف نشده است. تاکنون چند نفر درصف شیر وبنزین جان باخته اند وامتحانات مدارس بعلت کمبود کاغذ وقلم لغو شده است. سررسید 7 میلیارد از 45 میلیارد دلاربدهی سریلانکا ، تاپایان سال فرامی رسد. سودان نیزیکی ازکشورهائی است که ازبحران غذارنج می برد. این کشور درحال حاضر، فرآیند انقلاب راپشت سرمی گذارد که فازاول آن دردسامبر2018 ، دراعتراض به سه برابرشدن ناگهانی بهای نان آغازشد وسرانجام به سرنگونی عمرالبشیر دیکتاتورفاسد وسرکوبگرسودان انجامید که روابط نزدیکی با مافیای غذا داشت. اما دولت انتقالی نیز باکودتای نظامی برکنارشد واکنون جنگ قدرت میان دوجناح ارتش ، انقلاب راتحت الشعاع قرارداده است. کمیته های مقاومت مردمی ، درکنارمبارزه باحکومت نظامی ، به توزیع آرد میان نانوائیها، ونان وگازمیان نیازمندان مشغولند.

درایران نیز مردم تاکنون چند باردراعتراض به افزایش بهای اقلام اساسی زندگی ( ازجمله بنزین ) ، قیام کرده اند. افزایش قیمت این اقلام که به بهانه ی " جراحی اقتصادی " اعمال می گردد ، تا کنون موجب افزایش 300 درصدی بهای برخی اقلام اساسی ، بویژه گوشت ، نان ، برنج ،مرغ ، ماکارونی، میوه جات ولبنیات گردیده است. اکنون بالغ برنیمی ازجمعیت 85 میلیونی ایران ، زیرخط فقرزندگی می کنند. دولت رئیسی ، تحریمهای جهانی وجنگ اوکراین راعلت اصلی نابسامانی اقتصاد ایران وترقی قیمتها درکشورذکرمی کند. درحالیکه علت اصلی این گرانیها ، فساد شایع ازیکسو ، وتبعیت ازسیاستهای نئولیبرال ازسوی دیگراست که ذخائرارزی کشوررا به باد داده است. اعتراضات اخیر که ازغرب ایران آغازشد ، به سرعت سراسرکشوررافراگرفت. معترضین درکناراعتراض به برخی سیاستهای اجتماعی دولت (مانند حجاب) ، خواهان کنترل تورم وافزایش قیمتهاو ونیزتعدیل حقوق ودستمزد می باشند. طی یک سال ،95 درصد بربهای برنج و32 درصد بربهای دیگراقلام غذائی افزوده شد. مطالبات اقتصادی کارکنان دولت ، بخش خصوصی ومقرری بگیران ، بالا گرفته وفرهنگیان نیز خواستارافزایش حقوق وپرداخت معوّقات خود گردیده اند. رژیم تاکنون باسرکوب وبازداشت ، به این اعتراضات پاسخ گفته است.

اعتراضاتی که درپی بازداشت "یاکوب زوما" رئیس جمهورسابق آفریقای جنوبی به اتهام فساد، آغازشد ،بسرعت سراسرکشوررافراگرفت. درآستانه ی این اعتراضات ، افزایش سرسام آور بهای اقلام ضروری زندگی ، فشارسنگینی برمحرومین وزحمتکشان آفریقای جنوبی وارد آورده بود تاجائیکه دربرخی نقاط کشور، مردم به فروشگاهها هجوم بردند وبرخی ساختمانها رابه آتش کشیدند. افزایش بیکاری به 42 درصد پس ازبحران کوید ، وترقی ماهانه ی بهای سبد اقلام غذائی ضروری به میزان 4000 راند ، که بیشتراز متوسط دریافتی ماهانه ی زحمتکشان به میزان 3000 راند می باشد، به آتش خشم مردم دامن زد. دولت پرداخت سوبسید 350 راندی ماهانه به مردم راقطع کرد وارتش ونیروهای امنیتی رادرخیابانها مستقرنمود تاازمنافع ثروتمندان سفیدپوست واقلیت مرفه سیاهپوست ، به زیان اکثریت محروم سیاهپوست این کشور، دفاع کنند.

عراق ، نخستین کشوری بود که به افزایش بهای مواد غذائی درپی آغازجنگ اوکراین ، اعتراض کرد. اعتراضات ازشهرجنوبی " ناصریه" آغازشد. معترضین که ازافزایش 25 درصدی بهای آرد، 10 درصدی بهای برنج ودوبرابرشدن قیمت روغن خوراکی خشمگین بودند ، باپلیس درگیرشدند و10 کشته برجای گذاشتند. اعتراضات بسرعت شکل ضدحکومتی گرفت وبه سراسرکشورگسترش یافت. دولت مجبورشددرکنارسرکوب گسترده ی اعتراضات به کمک شبه نظامیان شیعه ،تدابیری رانیزبرای تثبیت قیمت مواد غذائی اتخاذ نماید. تجربه ی این کشورها نشان می دهد که غذا ، به عامل اصلی در بسیاری ازاعتراضات امروز دنیاتبدیل شده است. حاکمان امروز باید ازانقلابات گذشته که گرسنگی، کمبود غذا وگرانی درآنها نقش اصلی ایفاء کرده ، درس بگیرند.البته نباید انقلاب راتا حدّ گرسنگی تنزل داد.درواقع میان عوامل اقتصادی(مانند غذا) وعوامل سیاسی ، یک ارتباط دیالکتیکی وجوددارد. مارکس درسال 1848 نوشت : " آفت زدگی محصول سیب زمینی درسال زراعی 1846-1845 ونیز قحطی سال 1847 ، نقش به سزائی درانقلاب 1848 درفرانسه واروپا ایفاء کرد". انقلاب کبیرفرانسه نیز درپی یک سلسله بحران کشاورزی بوقوع پیوست که معیشت دهقانان رابه خطرافکنده وجامعه را درآستانه ی قحطی قرارداده بود. درجریان انقلاب روسیه نیز آنچه که زنان کارگر پتروگراد را به خیابانها کشاند، کمبود نان بود. دراعتراضات معروف به "زمستان شلغم"(Turinp winter) آلمان (1917-1916) که فقط تنها ماده ی غذائی دردسترس مردم شلغم بود وسوء تغذیه بیداد می کرد، به اعتراضات کارگری ومخالفت با جنگ تبدیل شد وزمینه رابرای انقلاب نوامبرآماده کرد. قحطی سال 1942-1941 دریونان تحت اشغال نازیها، که درجریان آن فقط 300 هزارنفر درآتن جان باختند، به شورشها واعتراضاتی انجامید که سرانجام به خروج ارتش آلمان ازیونان منجرشد.

اکنون نیزجنگ اوکراین، فقط به این عدم امنیت غذائی وفاجعه ی قیمتها دامن زده است. اوکراین وروسیه برروی هم ، بیش از30 درصد غلّه ی جهان راتامین می کنند وروسیه به تنهائی، 13 درصد ازبازار کود شیمیائی و11 درصد ازبازارنفت دنیا رادردست دارد. این کشورهمچنین نیمی ازروغن آفتابگردان دنیاراتامین می کند. بدین ترتیب جنگ اوکراین، شوکی بزرگ برسیستم جهانی عرضه ی این محصولات وارد آورده است. باادامه ی جنگ وتحریمهای جهانی علیه روسیه، جهان تامدتها ازپیامدهای این بحران ، کمر راست نخواهد کرد.براساس برآورد برنامه ی غذای ملل متحد درسال 2020، میلیونها نفردرآستانه ی قحطی قرارداشته وبیش از 118 میلیون نفر نیزبرتعداد افرادی که دچار سوء تغذیه هستند، افزوده گردیده است. ازآن زمان تاکنون نیز 100 میلیون نفر براین ارقام اضافه شده است. برموارد حادّ گرسنگی ، یعنی تعداد افرادی که قادربه تامین نیازهای غذائی روزمرّه ی خود نیستند، 40 میلیون نفردرسال افزوده می گردد.

راه حلهای رسمی که تاکنون برای معضل غذا مطرح شده اند ، یا ناکافی و یا تخیّلی بوده اند. انتظارمی رفت تنگناهای حمل ونقل بسرعت برطرف شده ، موانع ازسرراه صادرات مواد غذائی برداشته شوند، کشورهای نفتخیز تولید خود راافزایشدهند ، کود شیمیائی به وفوردراختیارجهانیان قرارگیرد ونهادهای بین المللی ،دولتها وحتی بخش خصوصی، امدادهای غذائی راافزایش دهند. اما چنین نشد. قدرتهای سرمایه داری هیچ اقدامی برای کمک به کشورهای فقیر وخروج میلیئنها نفرازورطه ی فقر وسوء تغذیه ، انجام ندادند. درعین حال ، اخیراً اتحادیه اروپا یک بسته ی 5/1 میلیارد یوروئی رابه کمک به کشاورزان اروپا وتقویت امنیت غذائی مردم این قاره ، درنظرگرفت. رهبران بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول ، برنامه غذا ی ملل متحد ، وسازمان تجارت جهانی، خواستاراقدام فوری برای تامین امنیت غذائی جهان گردیده اند.: گفتاری که عملی بدنبال نداشته است. اگرکشورهای توسعه یافته واقعاً بخواهند به کشورهای فقیر کمک کنند، باید درگام اول، بدهیهای آنها ببخشند. اماآنها فقط به استمهال بخش کوچکی ازاین بدهیها ، بسنده کرده اند. درحالیکه درسالهای پاندمی ، بیش از860 میلیارد دلار بربدهی کشورهای کم درآمد جهان افزوده شد. کشورهای گروه 20 (G-20) فقط بااستمهال 3/10 میلیارددلار ازاین بدهیها موافقت کرده اند. اقدام دیگر صندوق بین المللی پول ، تقویت حق برداشت ویژه (SDR) برای کمک به کشورهای نیازمند است. صندوق ، 650 میلیارد دلاربه این امراختصاص داد اماازآنجائیکه توزیع حق برداشت ویژه، براساس سیستم سهمیه بندی صورت می گیرد لذا، سهم شیرآن به کشورهای ثروتمند جهان می رسد. مثلاً سهم کل آفریقا ، کمترازسهم بوندس بانک آلمان می باشد. دولتها وبانکهای مرکزی دنیا ، بجای افزایش عرضه ی مواد غذائی وگشودن درب انبارها ، ونیزتلاش برای پایان دادن به جنگ اوکراین ، نرخهای بهره راافزایش داده وبرسنگینی باردیون کشورهای فقیر می افزایند. قدرتهای بزرگ جهان، ازافزایش اعتراضات فقرا وگرسنگان بیمناکند. وزیرخزانه داری آمریکا ، این نگرانی را بسیارصریح بیان کرده است : " تورم دردهه های اخیر، به بالاترین سطح خود رسیده است.افزایش سرسام آوربهای مواد غذائی وکود شیمیائی، فشاری سنگین برمعیشت فقرا وارد می آورد وماازآن بیم داریم که به ناآرامیهای اجتماعی بیانجامد."

جهان اکنون وارد دوران جدیدی ازبی ثباتی می شود که غذا ، نقش محوری درآن بازی می کند. افزایش نرخ بهره درممالک توسعه یافته ، فشاربرکشورهای مقروض رادوچندان می سازد وبرمشکلات اساسی جنوب جهانی می افزاید. سقوط سطح زندگی ، ازاعتبار رژیمها ئی می کاهد که پیش ازاین نیز کارنامه ی موفقی نداشته اند. تغییرات آب وهوائی نیز برعرضه ی مواد غذائی تاثیر می گذارد وسرزمینهای حاصلخیز را به بیابان تبدیل می کند. به نظرنمی رسد که سرمایه داری جهانی بتواند ازبحران غذا جان سالم بدربرد. اربه ی آخرالزمانی سرمایه داری ، باچهاراسب بحران اقتصادی ،تغییرات آب وهوائی ،پاندمی ، وجنگ ، بسوی پرتگاه می تازد. این درحالیست که افزایش قابل ملاحظه ی تولید غذا درنظام سرمایه داری، موجب افزایش بهره وری غذا گردیده وتولید غذا رابه کسب وکارجهانی تبدیل کرده وشکل جدیدی ازعدم امنیت غذائی راعرضه نموده که دیگرنمی توان گناه آنرا به گردن طبیعت وشرائط آب وهوائی انداخت. این عدم امنیت ، ناشی ازنابرابری نهفته دربطن سیستم تولید وسازمان اجتماعی سرمایه داری است. باورود کشاورزی صنعتی به صحنه ، اشکال وحشیانه تری ازاستثمار درجهان پدیدارشد که مقابله باآن نیز خصلتی جهانی بخود گرفت. این بحران بابحرانهای دیگری چون تغییرات آب وهوائی ، درهم گره خورده است. اما مقابله باگرسنگی درشرائطی که صنعت غذا ، تحت کنترل تعداد انگشت شماری ازکمپانیهای چند ملیتی قراردارد ، ممکن نیست. تلاش بنگاههای خیریه وبانکهای غذا ، برای تعدیل گرسنگی درسیستم سرمایه داری ، راه به جائی نمی برد.سرمایه داران تمایلی به حل مشکل فقروگرسنگی ندارند زیرا بامنافع طبقاتی آنها منافات دارد. سرمایه داری قادرنیست به زندگی بذون گرسنگی تحقق بخشد و به کمک اصلاحات ف کمکهای خیریّه ودیگراقدامات نیم بند درچارچوب این سیستم ، نمی توان برعدم امنیت غذائی فائق آمد. تنها باملی کردن بخش غذا وجهتگیری آن به نفع رفع نیازهای حیاتی مردم ونه کسب سود، می توان رفاه بشریت راتضمین کرد. بااین رویکرد می توان پدیده ی گرسنگی رادراغلب کشورهای جهان ، بدون روبرو شدن با بحرانهای ادواری واختلال بازار، طی چند هفته ریشه کن نمود.

اینکه میلیونها نفر درسیستم سرمایه داری، سرگرسنه بربالین می گذارند درحالیکه این سیستم، ادعای وفورنعمت وفراوانی دارد، خود نشانه ی ورشکستگی آن می باشد.

منابع ومآخذ

1)

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

Like

Comment

Share

برچسب: نویسنده: مبین کوهی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 11:23

صفحه بندی