جزائرکوچک ، 1 1
(نگاهی به مناقشه ی سرزمینی ایران – امارات)(1)
باخروج بریتانیا ازخلیج دراواخرسال1971 ، دوجزیره ی مورداختلاف ایران و امیرنشین " راس الخیمه" به اشغال ایران درآمد. ازآن زمان به بعد ، این مناقشه ی ارضی همچنان لاینحل مانده است. تاکنون ایران ، بامیانجیگری طرف ثالث برای حل مسئله، مخالفت کرده واین موضع، مانع حرکت دوکشور درجهت حل موضوع گردیده است. برای پی بردن به ریشه های این اختلاف ، باید تاریخ جزائر مورد مناقشه را قبل ، درجریان وپس ازدوران استعمار، بررسی کرد وچشم انداز حقوقی این اختلاف را با توجه به ادعاهای دوطرف واصول حاکم برحقوق بین الملل ، سنجید.
سه جزیره ی ابوموسی ، تنب بزرگ ، و تنب کوچک ، درتنگه ی استراتژیک هرمز قراردارند که 40 درصد نفت جهان ازآن عبورمی کند. درمیان این سه جزیره ، تنب کوچک با مساحت کمتراز12 کیلومترمربع کوچکترین ، وابوموسی بامساحت 120 کیلومترمربع وجمعیت 1500 نفر ، بزرگترین جزیره می باشد. ابوموسی ازدیرباز ، بخاطرمنابع غنی اکسید قرمزآهن ونیزمنابع ساحلی نفت وگاز خود، مشهوراست. این جزیره ازنظرآب شیرین ونخل ، غنی است. ازاین منابع ،قراربود بطورمشترک توسط ایران وشارجه بهره برداری شود. زمانی درابوموسی ، کشاورزی ودامپروری رونق داشت. تنب بزرگ با 91 کیلومترمربع وسعت، اندکی کوچکترازابوموسی وبسیاربزرگترازتنب کوچک است. دراین جزیره ، کشاورزی رواج دارد امامنابع طبیعی چندانی ندارد. تنب کوچک ، بدلیل فقدان آب آشامیدنی، خالی ازسکنه است. اما ایران دراین جزیره، باند فرودگاه وبندر احداث کرده ویک واحد نظامی رادرآنجا مستقرساخته است. اگرازاین سه جزیره استفاده ی نظامی شود، می توان برترافیک خلیج تسلط پیداکرد وجریان نفت وکالا راازاین منطقه، مختل نمود. محمد رضاشاه زمانی براهمیت استراتژیک این جزائر برای ایران ودیگرکشورهای حوزه ی خلیج ونیزصلح وامنیت منطقه تاکید کرده بود. درواقع موقعیت جغرافیائی این جزائر، برارزش نظامی آنهاافزوده است. یک ژنرال آمریکائی باتاکید برمنافع آمریکادربازنگهداشتن تنگه ی هرمز می گوید : " جزائر سه گانه ، همیشه برای جنگ درمنطقه، تعیین کننده بوده اند." سالهاست که ایران بانظامی کردن این جزائر، عملاً برتنگه ی هرمز مسلط شده است. درسال 2008 ، ایران با احداث یک پایگاه دریائی دربندرجاسک واقع دردهانه ی خلیج ، موقعیت نظامی خویش رادرخلیج وتنگه ی هرمز تقویت نمود.
ایران ادعای خود برمالکیت این جزائررا به چند سند تاریخی مستند می کند که به قرن ششم قبل ازمیلاد بازمی گردند. همچنین تسلط پارتیان وسلوکیان برخلیج درقرون سوم وچهارم قبل ازمیلاد، حاکی ازتعلّق این جزائربه ایران دردوران قبل ازاسلام ، عنوان می گردد. یک سنگ نبشته ی هخامنشی به خط میخی که درجزیره ی خارک کشف شده، ازحاکمیت وحضورموثرامپراتوری فارس برجزائرمنطقه حکایت می کند. اما کسانی که ازادعای مالکیت امارات متحده برجزائرسه گانه حمایت می کنند، معتقدند که دردوران پس ازاسلام، ایران هیچگاه بطور مستمر کنترل این جزائررا دردست نداشته است وپس ازفتوحات اعراب درقرن هفتم میلادی، جزائرمزبورهمیشه جزئی ازسرزمین عرب بوده اند.حتی دردوره ی ضعف خلافت اسلامی ، قدرتهای محلی بویژه عمان ، کنترل این جزائررا دردست داشته اند. ازقرن نهم میلادی، سواحل خلیج به مرکزتجارت منطقه تبدیل شدند وپادشاهی هرمزجدید، باناوگان وارتش خود، برجزائرعمده ی آن مسلط گردید. متاسفانه روایاتی که ایران وامارات ازتاریخ ارائه می دهند، بسیارتردید برانگیزند. آنها هیچ سند معتبری رادرمرد حاکمیت بر جزائر مورد مناقشه دردوران قبل ازاستعمار، ارائه نمی دهند. قبل ازتسلط بریتانیای کبیر برمنطقه ، " دوارته باربوسا " (Duarte Barbosa) دریانورد وکاشف پرتغالی، وضعیت منطقه رادرسال1518 چنین توصیف می کند : " اکثرجزائرواقع درجنوب خلیج ، متعلق به پادشاهی هرمزجدید می باشند وتوسط اعراب اداره می شوند." البته باربوسا ، مشخصاً نامی ازتنب وابوموسی نمی برد. این جزائر، مدتی نیزتحت حاکمیت پادشاهی عمان قرارداشتند.
اما درنیمه ی نخست قرن هجدهم ، سلسله ی صفویه درایران وحکومت خاندان آل یعرب(Yaruba) درعمان ، منقرض شدند. باتشدید مبارزه ی قدرت میان زندیه ، افشاریه وقاجاریه ، قبیله ی آل قاسم (Qauwasim) بااستقراردرآبهای جنوبی وبرخی بنادرشمالی خلیج( مانند بندرلنگه)، قشم رابه مرکز فرمانروائی خود تبدیل کرد وشاخه ای ازآل قاسم رابنام " جواسم" دربندرلنگه مستقرنمود. جواسم ، مقام ضابطی بندرلنگه وتوابع آنرا ازکریم خان زند دریافت کرد. کریم خان زند ، باادامه ی حکومت آل قاسم برشارجه و راس الخیمه ، مخالف نبود وبرخلاف نادرشاه، دست دوستی بسوی اعراب آنسوی خلیج درازکرد. این امرموجب قدرت گرفتن آل قاسم گردید وبتدریج این قبیله ، برتجارت وخطوط مواصلاتی منطقه مسلط شد. بنابراین بنظر می رسد بافروپاشی امپراتوری صفویه وپادشاهی یعرب ، نوعی خلاء قدرت درمنطقه بوجود آمد که توسط نیروی دریائی آل قاسم پرشد. نزدیکی آنها به حکومت زندیه، این تصور رابرای برخی محققین ایجاد کرده که گویاآنها دست نشانده ی ایران بوده اند درحالیکه درطول تاریخ ، جوامع ساحلی دوسوی خلیج ، همیشه باهم تعامل نزدیک وگسترده داشته اند واین مراوده ، درمیان اعراب شمال وجنوب خلیج بیشتربوده است. یک انگلیسی ساکن مسقط بنام "دیوید استون " درخاطرات خود می نویسد که دردهه ی اول قرن نوزدهم ، آل قاسم که برامرات راس الخیمه حکومت می کرد، کنترل جزائرتنب بزرگ و.کوچک رادردست داشت. درهمین ایام ، امپراتوری بریتانیا ، نبرد دریائی با امارات شارجه وراس الخیمه را باهدف تامین امنیت مسیر دریائی به هند انگلیس ، آغازکرد. ازسال 1820 به بعد، بریتانیا یک سلسله قرارداد باحکام عرب جنوب خلیج امضاء کرد که مهمترین آنها ،" پیمان صلح ابدی" بود. این پیمان را امیرنشینهای جنوب خلیج که بعدها امارات متحده عربی نامیده شدند (ابوظبی ، عجمان ، دبی ، فجیره ، راس الخیمه ، شارجه ، ام القوین ) امضاء کردند. باامضای این پیمان ، بریتانیا به دلال امنیت وداور امیرنشینهای خلیج تبدیل شد.
به موجب اسناد موجود درآرشیواستعماری بریتانیا ، ادعای آل قاسم درمورد مالکیت جزائر سه گانه ، به سال 1864 بازمی گردد. دراین سال ، حاکم راس الخیمه ، درنامه ای به انگلیس ادعاکرد که "ابوموسی وتنب بزرگ ، نسلهاست که به خاندان اوتعلق دارند." سپس راس الخیمه به بخشی از شارجه تبدیل شد وتاسال 1921 که بریتانیا مالکیت این امارت رابرابوموسی وتنب بزرگ به رسمیت شناخت ، استقلال خود رابدست نیاورد. دراین سال ، شیخ یوسف حاکم بندرلنگه ، درنامه ای به امیرعمان ،به مالکیت خاندان قاسمی برتنب بزرگ اعتراف کرد. ایران نخستین باردرسال 1877 ،ادعای مالکیت تنب بزرگ وکوچک رامطرح کرد و10 سال بعد نیز باسقوط حکومت شیخ یوسف دربندرلنگه بدست ناصرالدین شاه ، ادعای مالکیت ابوموسی رانیزمطرح نمود. بندرلنگه درساحل شرقی خلیج، توسط آل قاسم احداث شد و125 سال تحت حاکمیت عمان قرارداشت. درسال 1887 ، نیروهای ناصرالدین شاه ، بحرین ، فارور بزرگ ، و ساری راکه قبلاً تحت کنترل آل قاسم بودند ، به اشغال خود درآوردند. باشکست آل قاسم ازناصرالدین شاه ، ایران مدعی مالکیت هرسه جزیره گردید. بدین ترتیب ازاواخرقرن نوزدهم ، نزاع برسرمالکیت این جزائر ، بین دولت ایران وآل قاسم آغازشد وسپس شکل رویاروئی ایران – امارات متحده عربی به خود گرفت. درسال 1892 ، بریتانیا قراردادهائی را باشیخ نشینهای حاشیه ی جنوبی خلیج امضاء کرد که به موجب آن ، بریتانیا مسئولیت سیاست خارجی این شیخ نشینها را برعهده گرفت تاجائیکه که حکام این امارات نمی توانستند بدون جلب نظربریتانیا ، برسردارائیهای خود با کشورهای خارجی معامله نمایند. انگلیس ازآن بیم داشت که شیخ نشینها ، تحت سلطه ی وهابیها وعثمانیها قراربگیرند. به موجب این قراردادها ، بریتانیا به حاکم شارجه اجازه داد تاازمعادن اکسید قرمزآهن درابوموسی بهره برداری نماید. آل قاسم درسال 1903 ، پرچم شارجه رابرفراز ابوموسی برافراشت اما مظفرالدین شاه آنرا نپذیرفت وتیمی متشکل از کارکنان بلژیکی گمرکات ایران راراهی ابوموسی ، تنب بزرگ وکوچک کرد. این تیم ، توانست پرچم شارجه راپائین کشیده وپرچم ایران رابجای آن بنشاند. حاصل این دیدار، استقرارنیروهای مسلح ایران درجزائر مزبور بود. دولت بریتانیا که براساس قرارداد 1892 ملزم به دفاع ازمنافع شیخ نشینهای جنوب بود ، مداخله کرد وبااعمال فشاردیپلماتیک برایران ، دوباره پرچم شارجه رابجای پرچم ایران نشاند. درسال 1912 ، بریتانیا وشارجه ، بااحداث یک فانوس دریائی درتنب بزرگ ، مالکیت راس الخیمه رابر این جزیره تاسال 1921 تمدید کردند. بریتانیا همچنین بعد ازسال 1921 نیز ازادعای شارجه درموردمالکیت ابوموسی وادعای مالکیت تنب بزرگ وکوچک توسط راس الخیمه ، حمایت می کرد
درهمین ایام ،ایران غرق درآشوب بودوسلسله ی قاجاریه توسط رضاشاه پهلوی منقرض شد واونیز ادعاهای سابق رابرجزائر سه گانه تکرارنمود. درسال 1928 ، نیروهای ایران یک قایق دبی رادرآبهای ساحلی تنب بزرگ توقیف کردند که فقط بادخالت انگلیس ، قایق آزاد شد. درسال 1929 ، رضاشاه پیشنهاد خرید جزائر سه گانه رامطرح کرد که بامخالفت حکام شارجه وراس الخیمه روبروشد. درسال1930 ، ایران درپیشنهاد دیگری به حاکم راس الخیمه ، اجاره ی 50 ساله ی تنب بزرگ رامطرح نمود که بازهم رد شد. حاکم شارجه ، امتیازاستخراج اکسید قرمز آهن درابوموسی رابرای مدت 21 سال به چند کمپانی خارجی واگذارکرد. پیشنهاد اجاره ی جزائرتنب توسط ایران ، سال بعد نیز تکرارشد که بازهم توسط رای الخیمه رد گردید. وقتی حاکم شارجه امتیازاستخراج نفت را درسال 1937 به شرکتهای انگلیسی واگذارکرد، حساسیت ایران برانگیخته شد. دراین سالها ، انگلیس به شدت ازشارجه وراس الخیمه حمایت می کرد اما پس ازسال 1941 ، یعنی بعد ازاینکه رضاشاه تاج وتخت را به پسرش واگذارکرد ، برخورد بریتانیا نیزباحکومت ایران تغییر کرد. درسال 1948 ، جزائرسه گانه به اشغال کامل امپراتوری بریتانیا درآمد وتاسال 1971 که این اشغال ادامه داشت ، هیچیک ازدولتهای ایران ، این اشغال رانپذیرفت.(ادامه دارد)
Like
Comment
Share
برچسب:
نویسنده: مبین کوهی