خرید بک لینک

1،1 1

(نگاهی به مناقشه ی سرزمینی ایران – امارات)(2)

درسالهای جنگ جهانی دوم ، بریتانیا، شوروی وآمریکا ، ازایران بعنوان پایگاهی برای مبارزه بانیروهای محور استفاده کردند وپس ازجنگ، ایران به یکی ازمتحدین مهم آمریکا وانگلیس دردوران جنگ سرد تبدیل شد. دراوائل دهه ی 1950 ، انگلیس پیشنهاد کرد ایران جزائر سه گانه را باحفظ حاکمیت امارات جنوبی برآنها ، اجاره کند که این پیشنهاد، توسط طرفین رد شد. پس ازسال 1953 ، که آمریکا وانگلیس باهمکاری یکدیگر، دولت ملی دکترمصدق راسرنگون کردند، برنفوذ آمریکا درایران افزوده شد واین کشوربه متحد کلیدی آمریکا درمنطقه ، برای مبارزه باکمونیسم وناسیونالیسم عربی تبدیل شد. دکترمصدق درکتاب " خاطرات وتالمات" می نویسد: " دراولین روز ورودم به وزارتخارجه، نامه ای بمن داده شد که درآن گفته می شد جزائر ابوموسی ولاوان ، به ایران تعلق ندارند.من فوراً پانویس اعتراض نوشتم". درسال 1968 ، بریتانیا اعلام کرد که قصددارد تاپایان سال 1971 ، منطقه ی خلیج راترک کند. ایران بلافاصله ادعاهای خودرا درمورد مالکیت بحرین وجزائرسه گانه تکرارکرد. اما مردم بحرین، به استقلال خود رای دادند. شاه ایران درازای ازدست دادن بحرین، خواستار مالکیت برابوموسی ، تنب بزرگ وتنب کوچک گردید. درنوامبرسال 1971 ، چند هفته پس از خروج بریتانیا ازخلیج ، یادداشت تفاهمی میان ایران وشارجه برسرابوموسی ، بامیانجیگری انگلستان ، به امضاء رسید. بریتانیا قصدداشت همین روش را درمرد جزائر تنب اجراء کند که حاکم راس الخیمه نپذیرفت. دولت انگیس صریحاً به شیخ نشینهای خلیج گفت که دیگرقادرنیست ازآنها دربرابر توسعه طلبی ایران واشغال احتمالی جزائرخلیج توسط این کشور، حمایت نماید. لذا، بلافاصله پس ازخروج بریتانیا ازمنطقه ، شیخ نشین های مزبور، فدراسیونی بنام " امارات متحده عربی" برای تقویت خویش تشکیل دادند. یک مقام انگلیسی ساکن منطقه درآن ایام گفت که ایران حضورامارات متحده عربی رادرجوارمرزهای خود برنمی تابد مگر مسئله ی جزائر تنب وابوموسی ، به نحوی رضایتبخش حل شود. حاکم شارجه بعدها گفت : " من دوسال تلاش کردم تااسناد لازم رابرای اثبات مالکیت شارجه بر جزائر مورد مناقشه جمع آوری کنم ویک هیئت کارشناس را نیزمسئول تنظیم اسناد حقوقی مربوطه کردم تا آنها رادراختیار دولت ایران قراردهم. اما ازآنجائیکه منطق زور وتهدید بر روابط دوکشورغالب بود، جائی برای استدلال منطقی وحقوقی باقی نماند."

بدین ترتیب ، جزیره ی ابوموسی به دوبخش تقسیم شد. بخش جنوبی دراختیار شارجه وبخش شمالی نیزدراختیار ایران قرارگرفت . شارجه یک ایستگاه پلیس درجزیره دائرکرد واتباع ایران وشارجه ، ازحق مساوی ماهیگیری درآبهای ساحلی جزیره برخوردارگردیدند. ایران اجازه یافت تادربخش مربوط بخود، نیروی نظامی پیاده کند تا امنیت جزیره راتامین نماید. تا 30نوامبر1971 ، اشغال مسالمت آمیز ابوموسی کامل شد ودرهمان روز، ایران جزائر تنب رابه زور اشغال نمود. درجریان این اضغال ، 7نفرازجمله3 سربازنیروی دریائی ایران کشته شدند وایران ، ساکنین عرب تنب بزرگ را اخراج وبه راس الخیمه فرستاد. بدین ترتیب ، اشغال جزائر مور مناقشه ، براساس یک تفاهم نانوشته میان دولت ایران وانگلیس ، تکمیل شد. سفارت انگلیس درتهران درگزارشی نوشت : " دررابطه بابازگشت حاکمیت ایران برجزائرتنب وابوموسی ، فرستاده ی ویژه ی وزیرخارجه ی انگلیس درچندین سفر به تهران، بامقامات ایرانی پیرامون این مسئله مذاکره کرد تا پس ازخروج بریتانیا ازخلیج ، نیروهای ایرانی بتوانند براساس توافق انجام شده در30 نوامبر1971 ، جزائرمزبوررااشغال نمایند." ازاین گزارش برمی آید که انگلستان ، مالکیت ایران رابرجزائر مزبور، برسمیت شناخته بود. این کشور ، تاقبل ازانقلاب ایران، همچنان به حمایت ازایران دربرابر شارجه وراس الخیمه ادامه داد.

بریتانیا که ایران راضامن امنیت وثبات آینده ی خلیج می دید، دست این کشوررا درمنطقه بازگذاشت. معهذا این کشور هیچگاه موضع رسمی مشخصی درقبال اشغال جزائر سه گانه توسط ایران، اتخاذ ننمود وآمریکا وبریتانیا هیچگاه ازاین مسئله انتقاد نکردند واین کشوررا جانشینی منطقی برای بریتانیا درمنطقه می دانستند. اززمان اشغال جزائرسه گانه توسط ایران درسال 1971 تاکنون، اتحادیه عرب همیشه ازادعای امارات درمورد مالکیت این جزائرحمایت کرده است. باپیروزی انقلاب اسلامی ایران درسال1979 ، دوران دیپلماسی به پایان رسید. ایران به سفارت آمریکا درتهران حمله کرد وکارکنان آنرابه گروگان گرفت. ازآن پس ، بریتانیا وآمریکا، سیاست دیگری اتخاذ کرده وازادعای امارات درمورد جزائر سه گانه حمایت کردند. معهذا طی این سالها، امارات متحده عربی هیچگاه ازامکان حل وفصل سیاسی مسئله ناامید نشد وبه تغییر دولت درایران امید بست. شیخ محمد آل قاسم حاکم راس الخیمه ، نامه ای به آیت الله خمینی نوشت وپس ازابراز تبریک به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ، به او یادآوری کرد که ادامه ی اشغال جزائر سه گانه ازدوران رضاشاه تاکنون ، به هیچوجه موجّه نیست وباید مورد توجه قرارگیرد. دربخشی ازاین نامه آمده است : " لازم نیست یادآوری کنیم که رژیم سابق وباندهای فاسدی که شماازآنها خلع ید کردید، دراشغال این جزائر دست داشتند. این جزائر ازقدیم درتملک امارت راس الخیمه بوده اند." اما با تغییر رژیم ، سیاست ایران دربرابر جزائر سه گانه تغییر نکرد وسفیروقت ایران درامارات به حاکم راس الخیمه گفت که " ایران آماده است هرمقدار که شما طلب کنید بپردازد تا مسئله ی جزائر مسکوت بماند." درسال 1980 نیز ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران اعلام کرد : " جزائر راتخلیه کنیم ؟ مگرما آنها رااشغال کرده ایم که حالا آنها راتخلیه کنیم؟ این جزائر به چه کشوری تعلق دارند؟ هیچیک ازشیخ نشینهای جنوب خلیج، مالک این جزائر نیستند ووابسته به آمریکا هستند. آنها ازانقلاب ما می ترسند واگرمالک این جزائرشوند، تنگه ی هرمز را تحت کنترل خود خواهند گرفت که به معنی تسلط آمریکا براین آبراه حیاتی خواهد بود. آیامی توان چنین هدیه ای را دو دستی تقدیم آمریکاکرد؟"

درواقع ، حکام عرب ازگسترش انقلاب ایران به منطقه بیمناک بودند. آغازجنگ ایران وعراق نیز برروابط ایران واعراب اثر منفی گذاشت. پس ازپیروزی انقلاب ایران ، صدام حسین به این کشور حمله کرد وجنگ تانکرها درگرفت که امنیت تردد درتنگه ی هرمز رابه خطرافکند. کشتیهای عراقی وکویتی توسط موشکهائی هدف قرارمی گرفتند که ازجزیره ی ابوموسی شلیک می شدند. کشورهای حاشیه ی خلیج که صدام رامورد حمایت مالی وسیاسی قرارمی دادند، ازمقابله به مثل ایران نگران بودند. سرانجام پس ازمرگ یک میلیون عراقی وایرانی ، جنگ درسال 1988 به پایان رسید وکشورهای عربی برای دفاع ازمنافع مشترک خویش ومقابله باجالشهای جدید منطقه ای، " شورای همکاری خلیج" راتشکیل دادند.صدام حسین اعلام کرده بود که آزادی جزائرسه گانه، ازاهداف جنگ باایران است. اما پس ازجنگ ، این جزائر به پایگاه سپاه پاسداران تبدیل شد. شرائط وقتی پیچیده ترگردید که عراق درسال 1990 به کویت حمله کرد ودرمقابل، نیروهای آمریکائی درعربستان مستقر گردیدند. باارجاع مسئله ی مالکیت جزائر سه گانه به سازمان ملل متحد ازسوی امارات ، اتحادیه عرب وشورای همکاری خلیج نیز ازتصمیم این کشور حمایت کردند.

ایران محدوده ی خود را درجزیره ی ابوموسی نقض کرد وعلت آنرانیز تخلّف شارجه دراحداث تاسیسات جدید درجزیره ، بدون اخذ مجوز ازایران، ونیزصدور مجوز ورود برای اتباع کشورثالث به جزیره، اعلام نمود. یکی ازمقامات ایرانی دراین رابطه گفت : " ابوموسی جزیره ی توریستی نیست". در سال 1992 ، ایران کنترل خودرا برکل جزیره ی ابوموسی گسترش داد ومانع از ورود شهروندان اماراتی به جزیره، بدون اخذ مجوز ازایران گردید. مقامات محلی ایران، آب وخدمات پزشکی را به روی تعداد زیادی ازشهروندان اماراتی بستند. اتحادیه عرب وشورای همکاری خلیج ازایران خواستند که به اشغال تنب بزرگ وکوچک پایان داده وترتیبات مربوط به اداره ی بوسنی رامحترم بشمارند. مذاکرات ادامه پیدانکرد وشورای همکاری خلیج ازارجاع مسئله به دیوان بین المللی دادگستری لاهه حمایت کرد. درپاسخ ، هاشمی رفسنجانی رئیس جمهورایران گفت : " ایران ، قوی ترازامثال شماست وشما برای رسیدن به این جزائر، باید ازدریای خون عبور کنید. ادعاهای شما کاملاً بی اساسند." اتحادیه عرب ، مسئله ی جزائر مورد مناقشه رادردستورکار چهل وهفتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرارداد. کشورهای اروپائی وبرخی دیگرازکشورهای جهان ، ازموضع امارات متحده عربی حمایت کردند. درسال1994 ، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد ، آمادگی این سازمان رابرای کمک به حل وفصل این مناقشه اعلام کرد. بریتانیا نیزکه خود اجازه داده بود جزائرسه گانه درسال 1971 به اشغال ایران درآیند، ازموضع امارات متحده عربی درارجاع مسئله به دیوان لاهه حمایت کرد واین موضع راستود. درسال1995 ، مقامات ایران وامارات یکباردیگرباهم دیدارکردند اما این بارنیز مذاکرات ، بدلیل موضع سرسختانه ی ایران شکست خورد. ازآن زمان تاکنون ، ایران پیوسته مخالف میانجیگری طرف سوم ویاارجاع مسئله به دیوان لاهه بوده است.(ادامه دارد)

Like

Comment

Share

برچسب: نویسنده: مبین کوهی تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 20:35

صفحه بندی