خرید بک لینک

1 ، 1 1

(درباره ی مناقشه ی سرزمینی ایران- امارات)(3)

مسئله ی جزائرسه گانه برای سیاست داخلی ایران نیز حائز کمال اهمیت می باشد. تاثیراین جزائررا برذهن وفکر مردم ایران نباید دست کم گرفت. اغلب ایرانیها معتقدند که این جزائررا که انگلیس درقرن نوزدهم ازکف ایران خارج کرده بود واکنون دوباره به آغوش میهن بازگردانده شده اند، نباید دوباره ازدست داد. اهمیت این جزائر برای اغلب ایرانیها، حتی بیشتراز مسائلی چون آینده ی فلسطین ورابطه باعراق است. رئیس امارات متحده عربی درسال2007 ، درپاسخ به سئوالی درباره ی آینده ی جزائرسه گانه گفت گفت : " ماهمه ی تلاش خود رابرای بازگرداندن این جزائر به امارات بعمل می آوریم ونگرانی خودرا ازادامه ی اشغال جزائر، به اطلاع مقامات ایران وجامعه ی بین الملل رسانده ایم." اندکی بعد شورای همکاری خلیج، ازمحمود احمدی نژاد دعوت کرد تادراجلاس سالانه ی این شورا در عربستان شرکت کند. اما دربیانیه ی پایانی این اجلاس مجدداً ادعاهای امارات مورد تایید قرارگرفت وازارجاع آن به دیوان لاهه حمایت شد. دراین بیانیه آمد : " متاسفانه تماس باایران به هیچ نتیجه ی مثبتی منجرنشد ومسئله همچنان لاینحل باقی ماند."

درمه 2008 ، معاون شورای پارلمانی اتحادیه عرب پیشنهاد کرد که امارات متحده عربی، مسئله ی جزائررا جدای ازبرنامه ی هسته ای ایران ورویاروئی این کشورباآمریکا، دنبال کند. دراوت 2008 ، دولت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که قصددارد تاسیساتی رادرجزیره ابوموسی احداث نماید که این امر، بامخالفت شدید امارات روبروشد واین کشور، شکایت به دبیرکل سازمان ملل برد. درهمین ماه ، امارات متحده عربی ، یادداشت اعتراضیه ای راتسلیم سفارت ایران درابوظبی کرد که درآن ، انتقال حاکمیت جزیره ابوموسی به یک طرف ، نقض فاحش یادداشت تفاهم سال 1971 عنوان شده بود. جمله ی اول این یادداشت اذعان می داشت که " نه ایران ونه شارجه ، ازادعای خود نسبت به ابوموسی دست نمی کشند وادعاهای طرف دیگررانیز به رسمیت نمی شناسند." شیخ قاسمی گفت که برطبق توافق باایران، ساکنین جزیره ابوموسی باید همچنان ازقوانین شارجه تبعیت کنند وقوای نظامی ایران فقط می توانند دربخش اشغالی این کشور درجزیره، مستقرشوند. درآمد حاصل ازفروش نفت ومواد معدنی ابوموسی، میان دوطرف تقسیم خواهد شد. ماهیگیران نیزآزادند درآبهای ساحلی ابوموسی به صید بپردازند.

درسال 2008 ، یعنی درآستانه ی سی وهفتمین سالگرد استقلال امارات متحده عربی ازبریتانیای کبیر،شیخ حاکم براین کشور ، یکباردیگرازایران خواست تامسئله ی جزائر مورد مناقشه راازراه گفتگو ویا ارجاع آن به دیوان لاهه ، حل کند ویکباردیگرتاکید کردکه کشورش " نتیجه ی این دادگاه را، هرچه که باشد، می پذیرد." اماایران که جزائرمزبوررا متعلق بخود می دانست، هرگونه مذاکره دراین مورد رارد کرد. این کشور ادعای خودرا درمورد مالکیت جزائرسه گانه ، به 2500 سال قبل می رساند. محمد رضاشاه درسال 1971 گفت : " این جزائر، همیشه درطول تاریخ ، متعلق به ایران بوده اند لذا، این طبیعی است که باعقب نشینی امپریالیسم ازمنطقه ، ایران مایملک تاریخی خودرا دوباره تصاحب نماید." اودرجای دیگری گفته بود که " جزائر متعلق به ماست اما ازهشتاد سال پیش ، بادخالت انگلیس، حاکمیت ما خدشه دارگردیده بود." برخی محققین ایرانی، خدشه دارشدن حاکمیت ایران رابه سال 1903 برمی گردانند که شارجه با تایید انگلیس ، پرچم خود رابرفراز ابوموسی برافراشت. براین اساس، جزائر سه گانه ، همیشه متعلق به ایران بوده اند تااینکه انگلیس برخلیج تسلط پیداکرد. اماایران، هیچ سندی رابرای اثبات مالکیت خود براین جزائرقبل ازقرن نوزدهم، ارائه نمی دهد. " داوود باوند" محقق ایرانی می گوید : " کشوری باستانی چون ایران که نفشه ی اقلیمی آن بیش ازدوهزارسال قدمت دارد، وگاه نیمی ازجهان راشامل می شده است ، نمی تواند برای هرسانتی متر از قلمرو فعلی خود ، سند ومدرک ارائه نماید". به طریق اولی می توان گفت که ایران که زمانی نیمی ازکره ی زمین رازیرنگین خود داشته است، میتواند اکنون بااستناد به آن زمان، مالکیت نیمی اززمین راطلب کند ؟ ایران دراین دوهزارسال ، هیچگاه قلمرو ثابتی نداشته است طبیعی است که بافروپاشی صفویه درقرن هجدهم ، زنجیره ی حاکمیت ایران بربسیاری ازنقاط جهان، ازجمله جزائرسه گانه، گسست. وآل قاسم درساحل جنوبی خلیج ، مالکیت این جزائررابدست گرفت.

به نظرایران، یادداشت تفاهم درباره ی ابوموسی ، میان این کشور وبریتانیا امضاء شده وربطی به شارجه ندارد. لذا ایران هیچ الزامی به رعایت آن دربرابرامارات نمی بیند. اماامارات معتقد است که یادداشت تفاهم مزبور، فقط باموافقت شارجه تحقق پیداکرد واگر این رضاین نمی بود، هرگزاجرائی نمی شد. محققانی که ازموضع ایران درمناقشه ی جزائرسه گانه دفاع می کنند، برنقش استعمارانگلیس درمنطقه ، بسیارتاکید می کنند. واقعیت این است که انگلیسی ها، حتی قبل ازترک خلیج ، تلویحاً ازمالکیت ایران براین جزائر حمایت کرده بودند. مثلاً درچند نقشه ی رسمی وغیررسمی منتشره توسط انگلیس ، جزائرسه گانه ، همرنگ سرزمین اصلی ایران ، ترسیم گردیده اند. یکی ازمهمترین این نقشه ها، " نقشه ی خلیج فارس" است که توسط واحد اطلاعات وزارت جنگ بریتانیا درسال 1886 تهیه شد ونسخه ای ازآن نیز دوسال بعد، تقدیم ناصرالدین شاه قاجارگردید. البته نمی توان مالکیت سرزمینی کشوری را فقط بااستناد به این قبیل نقشه ها اثبات کرد.زیرا چه بسا این قبیل نقشه ها، بااهداف واغراض سیاسی تهیه شده باشند. مثلاً قبل ازتسلیم نقشه ی خلیج فارس به حکومت ایران، بریتانیا بارها ازمالکیت شارجه ورای الخیمه برجزائر مزبور حمایت کرده بود واغلب نقشه های تهیه شده دراین دوره نیزبرهمین اساس تنظیم شده بودند. گزارش سفیرانگلیس درتهران به وزارتخارجه ی کشورش نیز خود گواه این مدعاست: " شاه ایران ازاینکه رنگ جزائرسه گانه ، همرنگ رزمین اصلی ایران درنظرگرفته شده ، بسیارخرسند گردید واین امرمی تواند عواقب خوشایندی برای روابط دوکشورداشته باشد." این شواهد نشان می دهند که هدف بریتانیا ازانتشار این نقشه، بهره برداری سیاسی ازآن بوده ات. بعلاوه ، هیچ محکمه ی بین المللی ، نقشه رابعنوان مدرک معتبر نمی پذیرد وملاحظات متعددی رادرموردآن مدّ نظرقرارمی دهد. تنها استناد تاریخی که دراین محاکم وجهه ی قانونی دارند، اسنادی هستند که هنگام تنظیم ، مورد قبول دوطرف قرارداشته ومنطبق برمعاهدات وکنوانسیونهای بین المللی بوده باشند.

طرف ایرانی، اسنادی رامبتنی برجمع آوری مالیات ازجزائرخلیج توسط مقامات محلی بندرلنگه ارائه می دهد که گوئی آل قاسم ، به نمایندگی ازایران به این کارمبادرت می ورزیده است وآنرادلیلی برمالکیت خود برجزائرسه گانه عنوان می نماید. این مالیات ، درجزیره ی تنب بزرگ جمع آوری وسپس ازطریق جزیره " سیری " به بندرلنگه منتقل می شده است. اکنون این سئوال مطرح است که اگرجزائرسهگانه واقعاً تحت حاکمیت ایران قرارداشتند، پس چرا رژیم پهلوی درقرن بیستم ، پیشنهاد خرید یااجاره ی آنها رامطرح نموده است ؟ خرید یااجره ی سرزمینی که قبلاً درتملک بوده، به چه معناست؟ از سوی دیگر، دردعوای میان قطر وبحرین برسر " جزائر هاوار"(Hawar islands) ، دیوان بین المللی لاهه ، تقرّب جغرافیائی را دلیلی برحاکمیت کشورها ندانست وعلیرغم نزدیکی این جزائربه قطر ، به نفع بحرین رای داد. بخشی ازاسنادی که امارات درتاییئ مالکیت خویش برجزائرسه گانه ارائه می دهد، برتقرّب جغرافیائی استوارمی باشند. این اسناد ، بانامه ای ازآل قاسم به مقامات انگلیسی درسال1864 شروع می شوند که مالکیت آل قاسم براین جزائررا توسط مقامات انگلیسی تایید می کند. دراین نامه ، حاکم راس الخیمه ادعای مالکیت موروثی براین جزائر رامطرح می نماید. اما ازآنجائیکه اصل این نامه دردذست نیست، ترجمه ها وعکسهائی که ازآن ارائه شده، محل تردید فراوان دارد.معهذا ، مجموعه اسناد موجوددرآرشیو سلطنتی انگلیس ازاواخرقرن نوزدهم تاسال 1971 ، ادعای شارجه وراس الخیمه رابر جزائر سه گانه تایید می کنند. اسناد دوران استعماری انگلیس ، نیزکه درمجموعه اسناد شرقی کتابخانه ی ملی انگلیس نگهداری می شوند، ادعای مالکیت ایران برجزائرسه گانه راتایید نمی کنند. به موجب این اسناد، حداقل ازدهه ی اول قرن بیستم ، شارجه وراس الخیمه فرمانداران جزائرمسکونی منطقه راتعیین کرده ، مالیات راجمع آوری نموده ، تاسیسات شهری رااحداث و خدمات عمومی راارائه کرده اند. ساکنین جزیره ابوموسی، شهروند شارجه وساکنین تنب بزرگ نیزشهروند راس الخیمه محسوب می شدند. بعلاوه ، پرچم شارجه ازسال1903 برفرازابوموسی وپرچم راس الخیمه نیزازسال 1921 تا 1971 برفراز تنب بزرگ دراهتزازبود. حقوق بین الملل ، بین " فتح" (conquest) و " اشغال" (occupation) تفاوت قائل می شود. قوانین بین المللی ، فتح سرزمین را دلیل تاریخی قانع کننده ای برای تملک آن نمی داند اما اشغال، به معنی بدست گرفتن طولانی مدت مدیریت اداری جامعه ، معنی دیگری می یابد. به موجب قوانین موردقبول دیوان لاهه ،ایرا جزائری را اشغال کرده که مدیریت آنها ازمدتها قبل، دراختیار دیگران بوده است.

استدلالهای حقوقی وتاریخی ایران وامارات،فرسنگها ازیکدیگرفاصله دارند استدلالهای امارات ، عمرتاریخی کمتری دارند اما مستند ترند درحالیکه استدلالهای ایران عمرتاریخی بلندتر داشته اما غیرمستند ترند. دردوران اخیر، موضع امارات متحده عربی برای حل مسئله ی جزائر سه گانه ، که مبتنی بر مذاکره دوجانبه ویاارجاع به مجامع بین المللی است ، ازجانب اتحادیه عرب ،شورای همکاری خلیج ،کشورهای غربی ، سازمان ملل متحد ، اتحادیه اروپا ، واخیراً چین وروسیه ، مورد تایید قرارگرفته است. علاوه برانزوای بین المللی حکومت جمهوری اسلامی ایران ، به نظر بنظر می رسد این کشور، ازآنرو با دخالت طرف سوم دربحران جزائر مخالف است ، که نتیجه ی آنراازقیل می داند. لذا راه حل این معضل ، احتمالاً باید سیاسی باشد تاحقوقی. اما درعرصه ی سیاسی نیز ، هرگونه عقب نشینی برای حکومت ایران بسیارگران تمام می شود زیرا جمهوری اسلامی ، این چالش رابه عزّت ملی کشورگره زده است.

به نظرنگارنده ، باتوجه به موقعیت سوق الجیشی این جزائروجوّ مالامال ازسوء ظن وپرتنشی که برمنطقه حاکم می باشد ، هرکشوری که مالک این جزائرشود، ازآنها بعنوان ابزاری برای تسلط برآبراه استراتژیک هرمز وتهدید همسایگان استفاده خواهد کرد. لذا شاید بهترباشد، این جزائرتحت مدیریت یک نهاد بین المللی( مانند سازمان ملل متحد) قرارگیرد تا به مرکزی برای نظارت برمحیط زیست وانجام مطالعات پیشرفته ی اقلیمی تبدیل شود.(پایان)

منابع ومآخذ

1)disputed islands between Iran and UAE , www.grc.net

2)Davoud Bavand , the legal basis of Iran sovereignty over Abumusa island , www.cambridge.org

3)the Persian Gulf occupied territory , www.washingtoninstitute.org

4)Russia upsets Iran over UAE Persian gulf island stance , www.middleeastbriefing.com

5)iran-UAE dispute over Persian gulf islands lingers amid regional diplomacy drive , www.middleeastmonitor.com

6)Iranian troops occupay three strategic islands in Persian gulf , www.nytimes.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

برچسب: نویسنده: مبین کوهی تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 20:35

صفحه بندی