ریشه های انقلاب برمه
میانمار که به " برمه " نیزمعروف است، کشوری درجنوب شرقی آسیاست که باتایلند، لائوس، بنگلادش ، چین وهند، هم مرزاست.جمعیت این کشور54 میلیون نفراست که اکثرآنهابه زبان برمه ای سخن می گویند.بزرگترین شهرمیانمار، " رانگون " نام دارد که قبلاً پایتخت این کشوربود.دین اصلی مردم برمه بودائی است اما حدود یکصد اقلیت قموی ومذهبی دراین کشورزندگی می کنند که مسلمانان روهنگیائی یکی ازآنهامی باشند.
دراول فوریه2021 ، درپی وقوع کودتای نظامی درمیانمار(برمه)، دولت قانونی اتحادیه ملی برای دموکراسی، به رهبری خانم " انگ سان سوکی" برکناروشخص خانم سوکی به همراه تعدادی ازمقامات دولتی بازداشت شدند. ارتش، قدرت رابدست گرفت ویک سال وضعیت فوق العاده اعلام نمود. ارتش، دولت غیرنظامی رابه تقلّب درانتخابات متهم کرده است. پس ازآنکه کمیسیون انتخابات، این ادعارارد کرد،ارتش دست به کودتا زد.درنخستین روزهای پس ازکودتا، بنظرمی رسید که خونتای نظامی نسبت به اعمال زور علیه معترضین ویاقطع اینترنت وشبکه ی موبایل، درتردید به سر می برد.اما باگسترش اعتراضات وشرکت کارگران وکارمندان در اعتصابات،ارتش حکومت نظامی اعلام کرد ودست به سلاح برد.تاکنون دهها نفرازمعترضین دستگیر وکشته شده اند.اینترنت قطع،شبکه ی تلفنی کشوردچاراختلال، و رسانه های مستقل تعطیل گردیده اند.برخی معترضین، باسلاحهای دست ساز به نیروهای دولتی ودارائی های چین در برمه، حمله می برند.مانند ناآرامی های سال2018، این بارنیزمردم به پشت مرزهای برمه بابنگلادش، هند وتایلند ازدحام کرده ویاخواستارمهاجرت به اندونزی، مالزی ، آمریکا ودیگرممالک توسعه یافته گردیده اند.ادامه ی بی ثباتی دربرمه، احتمالاً موجب به حرکت درآمدن موجی جدید ازمهاجرت درمنطقه وجهان خواهد گردید.این درحالیست که دنیاهنوزنتوانسته است اززیربارموج اول مهاجرت ، ونیز مهاجران سوری ولیبیائی، کمرراست کند.
درپی وقوع کودتا، انقلاب برمه ازششم فوریه 2021 ، باورود گروه کوچکی از" ماندالائی ها" به خیابان، دراعتراض به کودتای نظامی، آغازشد وبانافرمانی کادربهداشت ، اعتصابات کارگری وپیوستن کارکنان دولت به معترضین، وارد اوج خود گردید وبوروکراسی نظامی برمه را، علیرغم چند دهه تجربه، فلج کرد.وقتی کارکنان بانکهای دولتی وخصوصی دست به اعتصاب زدند، بخش مالی نیزفروپاشید.مردم پس اندازخودراازبانکهاخارج کردند واکنون زمرمه هائی ازنپرداختن مالیات بگوش می رسد. دیکتاتوری نظامی، دیریازود، مجبوربه عقب نشینی است ودرحال حاضر، فقط به نیروی پلیس، ارتش ومدیران ارشد بوروکراسی متکی است.
تاریخ میانمار تاکنون چندین بارشاهد دخالت ارتش درسیاست بوده است.اما این بار،بادفعات قبل تفاوتهائی دارد. درگذشته،ارتش برای توجیه کودتا، به مقولاتی چون آشوب داخلی وتهدید تمامیت ارضی کشور، استناد می کرد.اما این بار، علت اصلی کودتا، شکست فاحش " حزب اتحادیه ی همبستگی وتوسعه" (USDP) وابسته به ارتش، درانتخابات بود. این حزب، تنها یک سوم آرای حزب " اتحادیه ی ملی برای دموکراسی" راکسب کرد. اعتراضات کنونی دربرمه، گسترده ترین اعتراض پس از " انقلاب زعفرانی" (Safforn revolution) درسال2007 است.انقلاب 2007 ، باپیشتازی راهبان بودائی ملبس به ردای زعفرانی رنگ، ودرمخالفت بادولت نظامی وقت صورت گرفت.لذا، پدیده ی مبارزه مردمی با دیکتاتوری، پدیده ای جدید دربرمه محسوب نمی شود. به گفته ی یک روزنامه نگار مشهوربرمه ای، هرچنددهه یکبار، انقلابی دربرمه بوقوع می پیوندد واین روند، تازمانی که ارتش سکان هدایت کشوررابدست داشته باشد، همچنان ادامه پیدامی کند. اعتراضات اخیربرمه، یکباردیگرصحت این حکم رانشان داد که ریشه ی بحران، دربطن سرمایه داری بوروکراتیک – نظامی برمه نهفته است.اتحادیه برمه ، درسال 1948 باالگوبرداری ازسیستم اجرائی انگلیس شکل گرفت.این کشورپس ازاستقلال، ماننددیگرکشورهای تازه استقلال یافته ی شبه قاره هند، سیستم دموکراسی پارلمانی رادرپیش گرفت. اما این سیستم، تاسال1962 بیشتردوام نیاورد و باکودتای نظامی ژنرال " نه وین " ( Ne Win) برچیده شد. حکومت کودتا، 26 سال دوام آورد وقانون اساسی مصوب آن ، کشوررابر محور انزواگرائی ورویکرد اقتصاد سوسیالیستی هدایت می کرد.کلیه ی صنایع عمده ی کشور، ملی اعلام شدند. تداوم مناقشات قومی درداخل، توسعه ی اقتصادی آرام، وادغام در سیستم جهانی بارعایت رابطه ی متوازن با قدرتهای منطقه ای ، کارنامه ی دولت کودتا بود.بیطرفی سیاست خارجی برمه درنخستین سالهای استقلال، شکل توازن قوا میان چین وآمریکابخود گرفت. درپی بالا گرفتن تنش های قومی وبروزاصطکاکهای شدید میان دولت واقلیتهای قومی برسر اتخاذ سیاستهای سوسیالیستی یا اقتصاد بازاردردهه ی 1960 ، نخست وزیرازارتش خواست تادخالت کند واین آغاز دخالت دیرپای ارتش درامورسیاسی برمه بود که تاامروز ادامه دارد. ارتش، دولت رابدست گرفت وبرگزاری انتخابات رابه 18 ماه بعد موکول نمود وحرکت بسوی سوسیالیسم به شیوه ی برمه راآغازکرد. یک شورای انقلابی متشکل ازعناصر نظامی وچهره های وابسته به حزب " برنامه ی سوسیالیست برمه"(BSPP) هدایت کشوررابدست گرفت. ارتش برتمامی جنبه های حیات داخلی وسیاست خارجی کشور مسلط گردید. ازآن زمان تاکنون، کودتا به کسب وکارارتش تبدیل شده است.ازآن زمان به بعد، کاست بوروکراسی نظامی، جای پای خودرا دردستگاههای اداری وبرنامه ریزی کشور، محکم نمود.این سوسیالیسم ازبالا، که مطالبات دموکراتیک مردم رابرنمی تابید، چندان دوام نیاورد. برمه غرق درتظاهرات واعتراضات دانشجوئی وکارگری گردید.کشوردرآستانه ی ورشکستگی ودرزمره ی توسعه نایافته ترین کشورهای جهان قرارگرفت. بازارسیاه رواج پیداکرد، فساد گسترده، کاهش سریع ارزش پول، وکمبودمواد غذائی، به اعتراضات گسترده منجرشد که حاصا آن استعفای " نه وین " ازریاست حزب حاکم بود. اما سایه ی او تاسالها برخونتای نظامی برمه وکشورسنگینی می کرد.اعتراضات دانشجوئی 1988 به خیزش ملی تبدیل شد و مردم اقصی نقاط کشور به خیابانها ریختند.
ازدهه ی 2000 به بعد، برمه بتدریج مشی انزواگرائی وبیطرفی منطقه ای راترک کردو اصلاحات دموکراتیک رادرداخل کشوردرپیش گرفت. شورای انقلابی حاکم، قانون اساسی جدید رابه رفراندوم گذاشت ودرپی آن، حزب همبستگی وتوسعه ی برمه، بااکثریت 80 درصد آراء ، درانتخابات سال2010 به پیروزی رسید. دولتی که برسرکارآمد، اصلاحات دموکراتیک داخلی رادرپیش گرفت وروابط خودرابا سازمان ملل متحد، آسه آن ، ونهادهای بین المللی تقویت کرد. درسال 2011 ، خونتای نظامی منحل شد وارتش ، راه رابرای دولت انتقالی بازکرد. بسیاری ازصاحبنظران، این رویداد راآغازعصری جدید درتاریخ جنوب شرقی آسیا ارزیابی نمودند.اما به زودی مشخص شد که چنین نیست. علیرغم اینکه زندانیان سیاسی آزاد شدند، ارتش سیستم چند حزبی رابرسمیت شناخت ، سانسورلغو شد وسرمایه گذاری خارجی درکشور موردتشویق قرارگرفت،اما درقانون اساسی برمه تغییری بوجود نیامد. دراین قانون که مصوب سال 2008 است، مواردی گنجانده شده است که ادامه ی سلطه ی بلا منازع ارتش برکشوررا تضمین می کند. مثلاً ماده ی 25 این قانون، 25 درصد کرسی های پارلمان رابه ارتش اختصاص می دهد وهرگونه تغییر درقانون اساسی را به رای 75 درصد نمایندگان موکول می نماید.بدین ترتیب، قانون اساسی برای ارتش حق وتو قائل است. بعدها، ارتش بااستناد به همین مواد، درسال2021 دست به کودتازد ودولت غیرنظامی راازکاربرکنارنمود.
اما اعتراضات دوباره شعله ورگردید ورهبران معترضین، خواستارتسریع درروند استقراردموکراسی وسیستم چندحزبی درکشورگردیدند. رویکرد تقلیل طلبانه وبه غایت فردگرایانه ی رهبران جنبش، خانم آنگ سان سوکی رابه عنوان نماد ملی مبارزه مطرح کرد واورادرردیف مبارزان ضد فاشیست وضد ژاپنی کشورقرارداد. درحالیکه جبهه ی ضد فاشیست برمه که درسال1944 وبه رهبری حزب کمونیست وحزب انقلابی خلق این کشور، باهمراهی عناصری ازارتش ملی تشکیل شده بود ، هیچ سنخیتی بانظرات وعملکرد خانم انگ سان سوکی ندارد. معهذا، افکارعمومی برمه، درغیاب یک رهبرکارآمد وموجّه ، رهبری خانم سوکی راپذیرفت. اودختر ژنرال " انگ سان" (Aung San) ازرهبران مترقی ارتش است که درجبهه ی ضد فاشیست نیزشرکت داشت. خانم انگ سان سوکی، که به تازگی ازانگلیس بازگشته بود تاازمادربیمارش عیادت کند، به عنوان آزادیخواه ورهبرملی، مورداستقبال مردم قرارگرفت. انگ سان سوکی، بخاطرمبارزاتش برای احیاء دموکراسی دردهه ی 1990 مشهورشد.اوحدود 15 سال بین سالهای 1989 تا 2010 درزندان بسربرده بود تااینکه پس ازآزادی، برهبری حزب اتحادیه ی ملی برای دموکراسی برگزیده شد وتوانست درسال 2015 ، درنخستین انتخابات آزاد برمه در25 سال گذشته، به پیروزی برسد. نقش رسانه های بورژوائی رانیز دربرجسته کردن خانم سوکی بعنوان چهره ای دموکرات وموجّه، نباید نادیده گرفت. درواقع، برای اروپا وآمریکا، انگ سان سوکی بهترین چهره ی سیاسی محسوب می شود زیرااو می تواند باحفظ برمه درمدارسرمایه داری، حافظ منافع غرب باشد. فریاد وادموکراسی غرب پس ازکودتای اخیر نیز ازهمین امرناشی می شود. به غیرازغرب، چین نیزدرمیانمار منافعی دارد.این منافع موجب گردیده که چین سیاست عدم مداخله رادرقبال تحولات جاری برمه اتخاذ نماید.چین، قبل ازهرچیز، خواستارثبات دربرمه است تابتواند منافع اقتصادی خویش رادراین کشوردنبال نماید.اکنون برمه ، به یکی ازشرکای استراتژیک چین درمنطقه تبدیل شده است.پس ازدیدار " شی جین پینگ " رئیس جمهورچین ازبرمه وامضای 33 قرارداد باخانم سوکی، برمه عملاً به کریدوری استراتژیک برای طرح" یک کمربند، یک راه " تبدیل شد.ارزش سرمایه گذاریهای چین دربرمه، ازمرز یکصد میلیارد دلار گذشته است. به همین دلیل، چین ازهرکسی که بتواند ثبات رابه برمه بازگرداند،وفضای مناسب رابرای کسب وکارایجاد نماید، حمایت می کند. سفیرچین در رانگون ، زمانی گفته بود : " چین، هم با اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، وهم بانیروهای مسلح برمه، روابط حسنه دارد."
درانخابات2015 ، اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، اکثریت قاطع آراء رابدست آورد و انگ سان سوکی سکان هدایت کشوررابدست گرفت. معهذا، به موجب قانون اساسی، هنوزارتش حرف اول رادرکشور می زد وهمچنان مهرونشان خودرابرتحولات داخلی وسیاست خارجی برمه برجای می گذاشت. خانم سوکی ، ازهمان ابتداء ، باسیاستهای انقلابی مخالف بود. اوضمن پذیرش مشروعیت سیستم حاکم، هیچگاه آنرا به چالش نمی کشد وفقط خواستاردریافت امتیازاتی کوچک ازارتش می باشد. اما همین تردید، درکنار پابرجاماندن ساختارهای بوروکراتیک کهن، علیرغم برسرکاربودن یک دولت غیرنظامی، کشوررابه بن بست کشاند وکنترل اداره ی کشور، بویژه درسطوح پائین شهری وروستائی، ازدست دولت خارج ودردست ارگانهای دموکراتیک وکمیته های عمومی اعتصاب قرارگرفت. دولت، بنگاههای دولتی رابه ثمن بخس به بخش خصوصی وابسته به نظامیان واگذارکرد. بدین ترتیب، اقتصاد کشور، تحت سلطه ی بلامنازع افسران ارتش ووابستگان آنهاقرارگرفت. معهذا، ازسال2010 که اجازه ی تاسیس احزاب توسط ارتش صادرشد، انتخابات، بطور مستمر برگزارگردید تااینکه به پیروزی قاطع حزب اتحادیه ی ملی برای دموکراسی انجامید. رسانه های غربی، دوباره از " انتقال دموکراتیک دربرمه " سخن گفته وآنراستودند.اما، درواقع، درمبانی سیاسی واقتصادی جامعه ی برمه، تغییری ایجاد نشده بود.اگرچه حاکمیت بوروکراتیک – نظامی اندکی تعدیل شد وبه مردم تاحدودی حق اعتراض وانتقاد اعطاء گردید، اما ارتش همچنان دراعمال قدرت وخشونت، ازآزادی بی حد وحصر برخورداربود ونظامیان حاکم، ازهمبستگی وحمایت سرمایه داری جهانی، بهره مند بودند.
طی این سالها، چین حامی اصلی برمه بود. اهمیت استراتژیک برمه به مثابه ی شاهراه ارتباطی چین به اقیانوس هند وخلیج بنگال، نقش به سزائی درحمایت پایدارچین از دولتهای مختلف حاکم بربرمه دارد. همچنین برمه بعلت دارابودن منابع غنی طبیعی ونیز2204 کیلومتر مرزمشترک زمینی باچین، جایگاه ویژه ای رادرسیاست خارجی چین بخود اختصاص می دهد. برمه باامضای یک قرارداد 15 ماده ای باچین درسال 2018 ، رسماً به کریدوراقتصادی این کشورتبدیل شده است.درحال حاضر، ایالت " یونان" (Yuan) چین با1997 کیلومترمرزمشترک بامیانمار، به مهمترین شریک تجاری این کشورتبدیل شده است و24 درصدازکل تجارت خارجی این ایالت چین، بابرمه صورت می گیرد.
انگ سان سوکی وحزب اورا دردوران کوتاه زمامداری شان، باید نمایندگان سیاسی کاپیتالیسم بوروکراتیک – نظامی برمه تلقی کرد ولاغیر . آنها ازمردم می خواهند که به بنگاههای بزرگ تحت مالکیت نظامیان حمله نکنند. خانم سوکی دربرابردادگاه رسیدگی به جنایات جنگی نظامیان برمه علیه مسلمانان روهنگیائی، به دفاع ازنظامیان پرداخت واتهام نسل کشی علیه آنهارارد کرد. معهذا، دادگاه لاهه درحکمی از دولت برمه خواست تا " تمامی تدابیرلازم را برای جلوگیری ازنسل کشی " مبذول دارد. خانم سوکی هیچ اقدامی برای اصلاح قانون شهروندی انجام نداد.به موجب این قانون،که مصوب سال1982 است،تنها افرادی شهروند کامل برمه محسوب می شوند که قبل ازسال1823، یعنی قبل ازاشغال برمه توسط انگلیس، دراین کشوساکن بوده باشند.سازمانهای دیده بان حقوق بشر، تاکنون گزارشهای متعددی ازنقض حقوق انسانی توسط ارتش برمه( بویژه علیه اقلیتهای قومی – مذهبی این کشور) منتشرکرده اند که کشتار، کاراجباری ، تجاوز ، شکنجه واستفاده ازکودکان بعنوان سرباز، ازآن جمله می باشد.البته مواردمتعدد نقض حقوق بشردرمیان شبه نظامیان مخالف دولت نیز گزارش می شود.درحال حاضر، بیش از20 گروه شبه نظامی بزرگ ودهها گروه مسلح کوچک دربرمه فعالند.
به نظر طبقه ی حاکم بوروکرات – نظامی برمه، احزاب ونمایندگان سیاسی این کشور،چیزی جزغلام حلقه بگوش ارتش نیستند. فرمانده ی کل ارتش برمه،که امپراتوری اقتصادی خاص خودراداراست ومورد اتهام دادگاه بین المللی لاهه قراردارد، درآستانه ی بازنشستگی است. لذا، ممکن است بد نامی رابه جان خریده ودستورکودتا راصادرکرده باشد. طبقه ی متوسط برمه نیز که درابتداء مخالف حضوردرخیابانها وانجام تظاهرات عمومی بود، معتقد است که فشارهای بین المللی علیه کودتاچیان کافی است وموثرواقع می شود. طبقه ی متوسط همچنین معتقد بود که ارتش، موقتاً قدرت رابدست گرفته تادرباره ی تقلب درانتخابات تحقیق کند وپس ازآن، ازقدرت کنارخواهد رفت. به نظررهبران این طبقه، کودتای واقعی هنگامی روی خواهدداد که مردم به خیابانها بریزند وارتش به بهانه ی مقابله باآشوب وهرج ومرج، وبرقراری حکومت نظم وقانون، واردصحنه شده وقدرت رابدست بگیرد. اما، کودتاگران بزودی نقاب ازچهره برگرفته وچهره ی کلاسیک کاپیتالیسم بوروکراتیک – نظامی را آشکارساختند.
اما طبقه ی کارگربرمه، هیچگاه فریب رژیم رانخورد ودرباره ی اعتراضات مردمی دچارتردید وتوهّم نگردید.کارگران درهمبستگی با بااعتراضات دانشجوئی 5 فوریه سال جاری، به خیابانها ریختند وبااشغال مرکزشهر رانگون ، حمایت خودرااز دانشجویان ابرازنمودند. ازآن پس، جنبش به سراسرکشورگسترش پیداکرد وحتی اقلیتهای قومی مناطق دورافتاده رانیز به میدان کشاند. بدون واقعیتهای میدانی، وفقط بااتکاء به گزارش رسانه های غربی، نمی توان به حقیقت رهبری جنبش کنونی برمه پی برد. نیروهای پیشروی برمه،ازدیرباز، تحت رهبری حزب کمونیست این کشورقرارداشته اند.این نیروها، سالهاست که درمبارزات سیاسی واقتصادی شرکت داشته ودارای تجربیات ارزشمندی دراین زمینه می باشند. اگرچه کمونیستها، بدلائل امنیتی، علناً دررهبری جنبش ظاهرنمی شوند اما، این عدم حضوررانباید به حساب ضعف آنها گذاشت. کمونیستها ، برکناری کامل نظامیان ازقدرت راخواستارند ودرعین حال، از طرح مسائل اختلاف برانگیز پرهیزمی کنند. به نظرآنها، آزادی خانم سوکی اززندان، تنهاخواسته ی معترضین نیست.حزب کمونیست برمه پیشنهاد تشکیل واحدهای دفاع ازخود راتحت رهبری نهادهای خودگردان هردهکده یامحله ، مطرح کرده است. این نهادها، باید مجری نافرمانی مدنی دربرابرنهادهای حکومتی باشند وازفرامین کمیته های اعتصاب هرمنطقه تبعیت نمایند.
ارتش دردوران پس ازاستقلال میانمار درسال1948، پیوسته قدرتمندترین نیروی سیاسی واداری دربرمه بوده است. جنبش دموکراتیزاسیون که ازسال2011 دراین کشورآغازشد، باچراغ سبز ارتش، وباتوجه به تضمین هائی صورت گرفت که قانون اساسی برمه برای قدرت ارتش پیش بینی کرده است . ازآن زمان تاکنون، مناقشات قومی – مذهبی ، مناسبات ارتش – جامعه ی مدنی ، وتوازن قوا میان قدرتهای خارجی، همیشه عوامل تعیین کننده در شکل گیری دولت دربرمه بوده اند. اما این باروضع فرق می کند. اکنون خواسته ی اصلی مردم برمه، حذف نظامیگری ازسه عرصه ی حیات اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه می باشد: نظامیگری درتجارت، نظامیگری دردولت ، وبازنگری درساختارهای کهنه ی ارتش . مردم می خواهند ارگانهای دموکراتیک برآمده ازدموکراسی خلقی، جایگزین نظامیگری گردند.
اخیراً برخی ازرهبران جنبش کارگری برمه ، دست استمداد بسوی سازمان ملل متحد، آمریکا واتحادیه اروپا درازکرده اند.آنها باید بدانند که برمه ی امروز،به عرصه ی رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده ولذا، آنها نباید انتظاردریافت کمک ازاین قدرتهاداشته باشند. آنها باید ازکارگران منطقه وجهان یاری بطلبند. کارگران جنوب شرق آسیا، خود این مسیرراازسرگذرانده اند ولذا بهترمی توانند با همتایان برمه ای خود همدردی نشان دهند. رواج سلام سه انگشتی درمیان معترضین برمه ای ، نمادی است که ازتایلند به این کشوررسیده است.مخالفین کودتای تایلند درسال2014 ، سلام سه انگشتی رابعنوان نماد پیروزی خود برگزیدند.این نماد، بزودی مرزهای تایلند رادرنوردید تابه نماد مبارزه باکودتا درمنطقه تبدیل شود. این پدیده نشان می دهد که معترضین برمه ای، خودرا بخشی ازیک جنبش بزرگتر منطقه ای وجهانی می دانند. درگذشته نیز، حتی کارگران اروپائی نیزبه کرات بامبارزات همتایان خوددرشرق ابرازهمبستگی کرده اند. درسال2019 ، اتحادیه های کارگری ایتالیا، مانع ازبارگیری ژنراتورهای برق به کشتی حامل Aانجام دادند. قبلاً نیزکارگران بندری درآفریقای جنوبی، مانع ازحرکت کشتی چینی حامل سلاح برای زیمبابوه گردیده بودند.امروزنیز اگراتحادیه های کارگری برمه، بجای درخواست کمک ازغرب، ازکارگران منطقه تقاضای کمک کنند، این درخواست، بدون پاسخ نخواهد ماند.
به نظرمی رسد این بار، بازگرداندن جامعه ی برمه به ساختارهای کاپیتالیستی بوروکراتیک – نظامی سابق ، دیگربه آسانی امکانپذیر نباشد. به همین دلیل، خونتای نظامی به خشونت وحشیانه متوسل شده است. دیگردموکراسی بورژوائی وکاپیتالیسم جهانی که مندی آشتی وسازش با ارتش است، نخواهد توانست گرهی از مشکلات برمه بازکند. تنهاراه برون رفت ازاین بحران دیرپا، نابودی کامل سیستم کهن وبرقراری یک جامعه ی دموکراتیک با سمتگیری سوسیالیستی است. اما شرائط انقلابی، همیشه پایدارنمی ماند وفرصت مناسب برای تغییر، ممکن است با ضعف یاتردید رهبری جنبش، ازدست برود.
منابع ومآخذ
1)current developments in Myanmar , www.anadoluagency.org
2)as Myanmars turmoil gets worse www.cfr.org
3)February revolution in Burma , www.mronline.org
4)the resilience of Myanmar masses in the face of a bloody clampdown , www.socialist.net
5)Burma/Mianmar(1948 – present) , www.uca.edu
6)Myanmar troubled history , www.councilonforeignrelations.org
برچسب:
نویسنده: مبین کوهی